پارت نود و چهارم :

به ضرب او را داخل ماشین انداختند و ماشین پلیس از میان هیاهوى مردم جمع شده و ردیف ماشین هاى یگان ویژه و گروه تحلیل صحنه جرم رد شد. عکاس هاى روزنامه‌ها هم مدام شاتر دور بینشان را سمت نگاه او مى گرفتند و قرار بود تیتر بزرگی به نام او بزنند. قاتل زنجیره اى معروف به قاتل اعداد دستگیر شد و قرار است به زودى تقاص گناهانش را پس بدهد. لبش را بین ردیف دندان‌هایش فشرد و پلک‌هایش را بست. تاریکى مرگ‌ها

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴۴۰ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • ساحل

    0

    خیلی عجیبه ولی دلم برای یاسین میسوزه واقعا حس میکنم ادم بدی نیست و یه جورایی خودش هم تباه شده😥😥

    ۱ سال پیش
  • مهدیه سجده | نویسنده رمان

    بریم جلوتر باز شخصیت یاسین بیشتر باز میشه ولی حدستو دوست دارم❤️

    ۱ سال پیش
  • فاطمه عطایی

    2

    خیلی عالی بود. خوبه که همه ی معماها حل شدن

    ۱ سال پیش
  • مهدیه سجده | نویسنده رمان

    ممنونم عزیزم❤️❤️

    ۱ سال پیش
  • اکرم بانو

    5

    خسته نباشید،عالی بود

    ۱ سال پیش
  • مهدیه سجده | نویسنده رمان

    ممنونم عزیزم❤️❤️

    ۱ سال پیش
  • ساحل

    0

    این پارت حرف نداشت چه خوبه که از اول رمان هر معمایی معنی داشته و هیچی بی هدف نبوده👏👏👏

    ۱ سال پیش
  • Setareh

    1

    چقد کوتاههههه...میشه دوباره پارت بزاری؟

    ۱ سال پیش
  • میم

    1

    دیگه کارشو انجام داده،خودش تسلیم شد،کاش در مورد بهنود و باربدم یکم مینوشتین زنده موندن یا نه🙏

    ۱ سال پیش
  • م.ر

    2

    چقدر سخته😔😔😔

    ۱ سال پیش
  • بینظیر

    3

    فدای سرتون شما هم پارتای رمانتون بلنده هم پشت سرهم پارت میذارین و همیشه هم با محبت جواب کامنتا رو میدین ما منتظر میمونیم و دوست نداریم اذییت بشید. همه ی این پارت جذاب و عالی بود مثل همیشه ♥️♥️♥️

    ۱ سال پیش
  • ثریا

    3

    بعد اینهمه مدت یه پارت بلند تر نمیشد بزارین🥺🦋

    ۱ سال پیش
  • مهدیه سجده | نویسنده رمان

    ببخشید عزیزم ایشالله شنبه جبران میکنم خیلی ذهنم درگیره🥺💔

    ۱ سال پیش
  • ثریا

    6

    روزی که اولین پارت این رمان رو خوندم اصلا فکر نمیکردم انقدر مجذوبش بشم😉🌹

    ۱ سال پیش
  • دلی

    4

    دقیقااا منم فکر نمیکردم انقدر درگیرش بشم و دوسش داشته باشم 🥰🥰🥺

    ۱ سال پیش
  • دلی

    3

    رمان هوده حرف نداره حتی الان که اخرشیم بازم درگیر معماها هستیم چه قدر بینطیره این رمان و چه حیف که داره تموم میشه😩🥺🥺♥️

    ۱ سال پیش
  • دلی

    3

    وای چه پارتش کوتاه بود من طاقت ندام بازم صبر کنم. بهنود چی شد الان

    ۱ سال پیش
  • ثریا

    3

    یعنی از قصد کاری کرد که دستگیر بشه و بقیه نقشه اش رو قراره از اینجا به بعد اجرا کنه🤔

    ۱ سال پیش
  • ثریا

    2

    دلم آروم نداره آخه باربد چیشد هاتف زنده است یا مرد اگه مرد که ایشالا به دست بهنود نیست 😑

    ۱ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️