پارت صد و بیست و پنجم :

***
دروازه‌ها باز بودند.
اما نه از مهمان‌نوازی.
بلکه انگار آن‌قدر مدت‌ها کسی از آن رد نشده بود که قفل و نگهبان، مفهوم خودش را از دست داده بود.
کالیستو نفسی عمیق و لرزان کشید و قدم به داخل گذاشت.
باد، حریر بلند لباس سفیدش را به بازی گرفت.
موهای آبی‌اش، که ویولت با گل‌های سفید بسته بود، در نور غبارآلود سحر می‌درخشید.
همه به او خیره شده بودند و با انگشت اشاره می‌

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۲۱ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴۰۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • سارا

    0

    اایین دوتا پارت بدجور دل ادم و خون میکنه💚

    ۲ ماه پیش
  • کالیستو آکوامارین | نویسنده رمان

    :)))

    ۲ ماه پیش
  • بلو

    1

    مدیونی اگه فکر کنی سر این پارت اشکم در نیومد مثل همیشه عالی ای

    ۳ ماه پیش
  • Nina

    0

    وای عجب پارت حماسی، خفن و دراماتیکی بوددد!

    ۴ ماه پیش
  • ترنم

    0

    واااای چقدرررر غم انگیز چقدرررر این پارت درد داشت اشکمو درآورد💔😭😭آیریس چقد از درون زجر میکشه

    ۵ ماه پیش
  • سحر

    0

    خدای من چه وحشتناک . به راستی که ما انسان ها هیولای واقعی هستیم :) . دلم بیشتر برای آیریس کباب شد بچه چقدر زجر کشید 😭 . وای کالیستو بیچاره بچم 😭. این پارت خیلی درد داشتتت 💔

    ۶ ماه پیش
  • کالیستو آکوامارین | نویسنده رمان

    اوهوممممم ، یادمه موقعی که این پارتارو می‌نوشتم می‌فرستادم برای بچه های گروه تلگرامم و همه باهم گریه می‌کردیم😂😭

    ۶ ماه پیش
  • سحر

    2

    واییی 😭😭. شانس آوردم که الان که دارم میخونم درحال پارت گزاری نیست و تموم شده و نیاز نیست منتظر بمونم که بعدش چی میشه . راحت میتونم صبح تا شب رو برای خوندن این رمان اختصاص بدمم ✨✨

    ۶ ماه پیش
  • کالیستو آکوامارین | نویسنده رمان

    الهیییی ناز‌ِ من ، اتفاقا به مدیریت سایت درخواست حذف این رمان رو دادم.انشاالله نسخه‌ی جدیدش رو بذارم سایت یذره برای مخاطب ها قابل درک تره ، توصیفات اضافی حذف میشه و زبان داستان خودمونی میشه و کلاااا یکم از این مرموز بودنش کم میشه (نسخه جدید جذاب تره) اما یکم طول میکشه بذارمش.

    ۶ ماه پیش
  • سحر

    0

    تا عید گذاشته میشه ؟ چون ذوق نسخه جدیدشو هم دارممم 🥹🥹

    ۶ ماه پیش
  • کالیستو آکوامارین | نویسنده رمان

    اگه امکانات فراهم بشه و بتونم یه تیم برای خودم جور کنم چراکه نهههه🥺خیلی زوددد

    ۶ ماه پیش
  • سحر

    0

    هوراااا 💃🏻💃🏻💃🏻💃🏻

    ۶ ماه پیش
کپی شد!