پارت نود و هفتم :

آبتین فرصت نمی‌دهد. مشت بعدی را با عقده و خشم بر چهره‌ی کثیف او فرود می‌آورد. مشت سوم را سلطان به شکم آبتین می‌زند. چیزی در تنش بالا می‌آید؛ ولی تسلیم نمی‌شود. سلطان زیر پایش را خالی می‌کند. آبتین با کمر به زمین می‌افتد و شیشه‌ای در کمرش فرو می‌رود. درد تا مغز استخوان‌هایش می‌رود؛ سلطان پایش را بالا می‌آورد تا آبتین را بزند. آبتین سریع واکنش نشان می‌دهد و پای سلطان را می‌گیرد. مچ پ

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴۰۵ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • سهیل۲۹

    1

    دمت گرم آبتین خدا بهمراهت

    ۱ سال پیش
  • فاطمه زهرا

    1

    احساس میکنم خاکستر میفهمه..پارت جالبی بود

    ۱ سال پیش
کپی شد!