پارت نود و ششم :

قدم‌هایش تندتر می‌شوند. چکمه‌هایش روی زمین ترک‌خورده طنین می‌اندازند. انگار دنیا با هر گامی که برمی‌دارد، تنگ‌تر می‌شود. صدای دور موتورهای عبوری، فریادهای کوتاه و گنگ کودکان گوشه‌ی کوچه‌ها، و زوزه‌ی باد میان میله‌های زنگ‌زده‌ی ساختمان‌های مخروبه، در گوشش می‌پیچد. اما هیچ‌چیز نمی‌تواند فکری را که حالا مثل جرقه‌ای در ذهنش شعله‌ور شده، خاموش کند.
به موتورش که کنار دیوا

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴۱۰ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • فاطمه زهرا

    0

    توصیفات قشنگی داشت این پارت......

    ۱ سال پیش
کپی شد!