افلاس به قلم زهرا خزائی
پارت هفده :
پس...یعنی تمام این ها یه سوعه تفاهم بود؟؟
همش شُبههِ بود و من اینجوری برداشت کرده بودم؟؟
یعنی میثاقیان من رو....من رو کارمندِ فقیر فروشگاهش رو برای شروین میثاقیان پسرِ خوشتیپ و جذابش درنظر گرفته بود؟؟
خدایا من باورم نمیشه!!خدایا یعنی تو فهمیدی من چی ازت میخوام که این پسر رو برداشتی آوردی اینجا...
هنوز همونجور مبهوت شده ایستاده بودم و به زور و ضرب تونستم باکس رو بگیرم و بعد بØ
لطفا صبر کنید...
