پارت هفتاد و پنجم :

- بهت نگفته بود که از بی‌پولیت خسته شده بود؟! اوه نه! رازای نگفتنی، هوم؟
گردن کشید و به صورت رنگ پریده ولی پر از حرص الناز نگاهی انداخت و بعد به عنبیه‌های سیاه بهنود خیره شد.بهنود هنوز هم داشت یقه پیراهن هاتف را داخل مشتس می‌فشرد؛ ولی جای حرف زدن فقط صدای بازدمش بلند می‌شد.
ـ ولی دخترم نگران غرورت هم بود و خواست من ازت بخوام تا وکیلم بشی.
خنده‌اش تا نگاه پر تنش و یخ کرده الناز

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۲ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵۱۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • Myself

    0

    تو جایی از رمان الناز اشاره کرد که پدرش دست نوازش رو سرش نکشیده و درکل باهاش مهربون و صمیمی نبوده و بجاش بهنود خیلی بیشتر از ظرفیت الناز و بیشتر از بعضی مردا بهش عشق و محبت داده،الناز لیاقت لطف و محبت و مهربونی رو نداره. و تو این مورد از بی محلی هاتف نسبت به الناز یذره کیف کردم

    ۷ ماه پیش
  • Myself

    0

    بنظرم الناز یک آدم خودخواه و بدون عزت نفسه...هرآدمی تو هر دوره از زندگیش به پول نیاز داره و نیازایی که با پول برطرف میشه...اما ارزش و قیمت غرور شوهرش و حتی خودش خیلییی بالاتر از این حرفا بود، الناز واقعاااا با بهنود بدتا کرده و میکنه...

    ۷ ماه پیش
  • Maria,

    0

    وای دستش بشکنه کثافت

    ۹ ماه پیش
  • اکرم بانو

    3

    دلم واسه بهنود اتیش گرفت،امیدوارم اون قاتل احمق الکی ازش کینه بدل گرفته باشه و ذهنیتم از بهنودهم هیچ وقت خراب نشه

    ۱ سال پیش
  • مهدیه سجده | نویسنده رمان

    بهنود تو‌ گذشته اپم صادق و‌سفیدی نبوده ولی الانش اپم درستیه و‌معلومه که از اون دورانش درس گرفته ولی قاتل میخواد گذشته رو شفاف سازی کنه

    ۱ سال پیش
  • برکه

    1

    ن دیگ من دیگ تحمل ندارممممممممم یا خودمو اتیش میزنم یا هاتفو

    ۱ سال پیش
  • دلیا

    1

    من به الناز حق نمیدم اما دلم براش میسوزه بهنود خیلی خیلی مظلومه و واقعا حقش این حقارت نبود منم باهاش خورد شدم

    ۱ سال پیش
  • دلی

    1

    دلم برای بهنود خیلی میسوزه خبلی گناه داره این همه تلاش کرده اخرم فهمید الناز از اول فروختتش این جمله.ی اخر رمان واقعا مناسب حال بهنود بود

    ۱ سال پیش
  • دلی

    1

    واییی دوست دارم هاتفو تیکه *** کنم مرتبکه نفهم الاغغغ دست رو دختر حاملش بلند کرد هیچی بینشونم به فتنه انداخت الان بهنود دیگه دیدش به الناز عوض میشه دیگه دوسش نداره🥺🥺🥺

    ۱ سال پیش
  • م.ر

    1

    الناز کارش اشتباه بود حیف بهنود خب میذاشتی بهنود تلاششون می کرد اگه پیشرفتی نداشت این اتفاق برای نزدیکان افتاد با عث شد کینه به دل بگیره

    ۱ سال پیش
  • Sozi

    5

    فقط این جمله که گفت:انگار توی دوی ماراتن اول بشی و بعد بفهمی که اصلا اسمت توی لیست مسابقه نبوده🙃.چقدر پرمعنی🤌🏻یکی از پرمفهوم ترین جملاتی که میتونه کلمه

    ۱ سال پیش
  • مهدیه سجده | نویسنده رمان

    دقیقا حس و‌حال الان بهنوده واقعا

    ۱ سال پیش
  • نفس یک

    1

    چرا مردای خوب باید با زنای بد ازدواج کنن و برعکس زنای خوب با مردای بد واقعا لیاقت بهنود این کارایی که الناز در حقش انجام میداد نیست

    ۱ سال پیش
  • نفس یک

    1

    وای اعصابم خورد شد الناز چه طوری تونست انقدر راحت بهنود رو خورد کنه اخه؟ چه طوری ادعاش میشد عاشقه و این مدلی غرور بهنوپ رو زیرپاش گذاشت و به ریشش خندید. هاتف چه قدر حیوونه خیلی این پارت ناراحتم کرد دلم برای اون همه محبتای یه طرفه بهنود سوخت.

    ۱ سال پیش
  • ثریا

    0

    وقتی با یکی ازدواج میکنی اونم با خواست خودت یعنی با همه ی کم و کاستی هاشم باید کنار بیای همیشه که قرار نیست از اول همه چی گل و بلبل باشه یکم صبر میکردی اوضاع بهنود هم بهتر میشد

    ۱ سال پیش
  • میم

    2

    این جمله آخر نمیدونم چرا اینقدر قابل درکه ،تو دو ماراتن اول بشی اما بفهمی اسمت تولیست نبوده 🤔😔

    ۱ سال پیش
  • میم

    1

    حالم از الناز بهم خورد اگه بعد مدتی اینکار میکرد قابل تحمل تر بود چون لای پرقو بزرگ شده و تحملش کمه اما همون اول با وجود اون همه توهین وتحقیر که بهنود شده بود واقعا غرورش رو بدجور له کرد 😠 خیلی عالی بود خانم سجده 🤍

    ۱ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️