هوده به قلم مهدیه سجده
پارت هفتاد و یک :
با صدای مکرر زنگ موبایل، به زحمت تا پشت میز رفت و شماره ناشناس، روانش را سوزاند.
ـ چی میخوای دیگه؟!
کاملا صدایش خالی کرده بود. نه فریاد میزد نه ترس به جانش شبیخون میزد، شبیه آدمهایی که تازه نگاهشان در تاریکی مطلق باز شده باشد، داشت به این بازی عادت میکرد.
ـ تهدید تاثیر گذاشت روت؟! دوست نداشتی جلوم رو بگیری با یه فداکاری کوچیک! حتی میتونستی خودت انتخاب کنی کی رو انتخاب کنÙ
مطالعهی این پارت کمتر از ۱۶ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۵۲۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
بهار
0نهههه میگم ینی تهام مطمئنا یه کاره ای هس همدستشه شاید ولی خب من روش کراش داشتم حیف شد😞
۱ سال پیشبهار
2ینی اگهه تهام همدست قاتل یا خودش نباشه واقعا تف تو این زندگییییی اخههه لهنتیا من رو تهام کراش زده بودم چرا اینکارو با من میکنییی😫
۱ سال پیش
مهدیه سجده | نویسنده رمان
یعنی تهام قاتل باشه دوست داری؟
۱ سال پیشSetareh
1اصلا مگه اسنپ رو دیده بود که رفت دنبالش مگه میدونست لهنود کجا میره که گفت میرم دنبالش...اصلا روز دادگاه چطوری اونجا پیداش شد تو همه ماجرا یه موتورمشکی هست اصلا این یه روز یا دو روز کجا غیبش زد؟ایناهمه باعث میشه مظنون ردیف اول تهام باشه...اما چرا باید به خودش آسیب بزنه
۱ سال پیشهانیه
1خدای من تازه داشتم شک ام به تهام برطرف میشود تهام یا یاسین یا خود علیرضا هست یا به برادر دیگه اش می تونه باشه مثل اینکه معماها داره حل میشه دمت گرم مهدیه جوووون بوس😘😘
۱ سال پیشSetareh
0درصد سوختگی علیرضا که زیاد بود بعید میدونم زنده مونده باشه احتمال زیاد همون یاسینه...ولی منم هروقت میخوام بگم خب دیگه تهام بیگناهه یه اتفاقی میفته که درصد گناهکار بودنش رو چندین برابر میبره بالا
۱ سال پیشماهرخ
0شایدم علیرضا پشت *** تهامه عالی خداقوت نویسنده
۱ سال پیش
مهدیه سجده | نویسنده رمان
باید دید ماجرا چیه ممنونم❤️❤️
۱ سال پیش
مهدیه سجده | نویسنده رمان
نه علیرضا فوت کرده باید دید چه کسی پشت این ماجراهاست
۱ سال پیش
مهدیه سجده | نویسنده رمان
هر زمان داره شکتون برطرف من یه اتفاق شوکه کننده میارم که همه یه دور کظنون بشن😂😂
۱ سال پیش...
1عاشق این رمانم خیلی خوبه
۱ سال پیش
مهدیه سجده | نویسنده رمان
ممنونم عزیزدلم❤️❤️
۱ سال پیشA-a
0عالی وپیچیده،تهام از اول مشکوک بود ولی بیشتر بهش میاد پلیس مخفی باشه خسته نباشیدممنونم👌👏👏👏💐
۱ سال پیش
مهدیه سجده | نویسنده رمان
عزیزدلمیی خداروشکررر❤️❤️ معماها گیج کننده نیست که؟
۱ سال پیشم
0فقط پلیسا وقاتل داستان اسکار رو میدونستن،قاتل این برنامه رو راه انداخت تاتهام ازفاز منشی فداکار بکشه بیرون چون پیش بهنود چیز جدیدی برای فهمیدن نبود و هم بهنود بهش مشکوک شده بود،آرشم که جاسوس هاتفه هرکاری میکنه اتهام ازهاتف برداره حتی شده خودش گردن میگیره
۱ سال پیش
مهدیه سجده | نویسنده رمان
مککنه بازم بازی روانی قاتل باشه برای پرت کرذن حواس بهنود و بقیه
۱ سال پیشثریا
0تهام ممکنه یاسین اون پسر اول رمان باشه؟؟
۱ سال پیش
مهدیه سجده | نویسنده رمان
من نمیدانم😂
۱ سال پیشفاطمه عطایی
1وای خدای من، من دیگه رد دادم چرا همش اینجوری میشه این جور بوش میاد یه دفعه ای قاتل یه زن میشه. 😂😂😂 با خوندن این رمان فهمیدم که نگاه به سر نخا نباید کنی فقط یه تیر تو تاریکی رها کن 😂😂😂😂
۱ سال پیش
مهدیه سجده | نویسنده رمان
زن که نیست ولی خب معلومم نیست کیه معماها گیج کنندس؟
۱ سال پیشنفس ۲
0مغزم ارور داده فقط میتونم بابت پارت ها تقدیر و تشکر به عمل بیارم 🫡
۱ سال پیش
مهدیه سجده | نویسنده رمان
ای بابا جلوتر همه چی بهتر و شفاف تر میشه ❤️❤️
۱ سال پیش....
0چی بگم الان چی دارم که بگم این رمانو داشتم واسه دوستم تعریف میکردم انقدر معماهاظ عجیب و متفاچت بود فکر کرد دارم فیلم تعریف میکنم اسم فیلمو میخواست😁😁یعنی نویسنده نگممم چه قدر رمانت خفنههههه
۱ سال پیش
مهدیه سجده | نویسنده رمان
ممنونممم باعث خوشحالیه منه عزیزم❤️❤️
۱ سال پیشم.ر
0شک ما روی تهام بود عالی مینویسی نویسنده👏👏
۱ سال پیش
مهدیه سجده | نویسنده رمان
عزیزدلمی خوشحالم راضی هستین❤️❤️
۱ سال پیش....
1خبلی رمان محشریههه معماهاش ذهن رو بازی میده و نمیشه حدسش زد همین عالیش می کنه
۱ سال پیشفاطمه
2من حس میکنم تهام همدسته قاتله ولی نمیدونم چرا خود تهام رو تبنجوری زد زمین ترکوندش تهامم برای قاتل بودن خیلی جذابه لعنتی از اول متفاوت بود اون اول که اومد دفتر اون وسواسش و کاراش خیلی خاص بود ازش خوشم میاد قاتل باشه خیلی جذابه
۱ سال پیشفاطمه
2واییی دلم برای بهنود کبابهههه خیلی داغونهه
۱ سال پیش
لطفا صبر کنید...

برکه
1اینجاس ک میشه گفت جیزس