پارت صد و سوم :
فصل چهل و هفتم
نگار
مىنشینم جلوى میزتوالت و توى آینه زل مىزنم به خودم. حرف آزاده توى ذهنم مىآید. گفته بود «نگاهم از بالاست!»
توى آینه خیره مىمانم به چشمهایم. من جملههاى زیادى دربارهى چشمهایم شنیدهام. مینو بارها گفته بود: تو نگاهت هیچ شروشورى نیست. عجیبم نیست. با کى مىگردى؟ قبلا سمر بود بعدش گیتى...
امیرمحمد گفته بود: سردى...
گفته بود: یبسى، یبس...طرف میتر
مطالعهی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۴۴۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
اکرم بانو
0نمیدونم حالت نگاه نگارچطوریه،ولی از اوناییه که تانشناسیش نمیدونی چقدمهربونه
۹ ماه پیشراز
0مروا واسه خطاهاشون همیشه ی توجیهی دارن همیشه ب زن میگن تو کم گذاشتی زن بدبخت باید چکار کنه اخه
۹ ماه پیشاسرا
0این پارت عجب منویادیه آهنگ شعرمخصوصش انداخت نگارچقدرقدرتمند🙏
۹ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

زهرا z
0چقدر نگار مظلومه بنظرم یجاهایی ادم باید بدجنس باشه وگرنه تو رو قورتت میده نگار خیلی ارومه هر کی از راه میرسه یه تیک بهش میندازه💋💯🙏