پارت نود و پنجم :

یک بنز مشکی با وقاری خاص، درست کنار زن توقف می‌کند. راننده‌ای با کت‌وشلوار رسمی پیاده می‌شود و در را برایش باز می‌کند. زن بدون هیچ عجله‌ای سوار می‌شود، اما پیش از بستن در، نگاهی دیگر به آبتین می‌اندازد. آبتین سرش را پایین می‌آورد و نگاهی به کارت در دستش می‌اندازد. چیزی که می‌بیند، باعث می‌شود کمی ابروهایش را بالا بدهد:
«بهاره سلطانی؛ وکیل پایه یک دادگستری»
آبتین نفسش را ر

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴۱۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • فاطمه زهرا

    0

    زیادی دلم واسه ی ابتین و همه میسوزه

    ۱ سال پیش
کپی شد!