تراشه مرگ به قلم نیلوفر سامانی
پارت بیست و سوم :
دستش را با احتیاط از مقابل چشمان قهوهای رنگش پایین برد.
پلکهایش را تا نیمه بالا داد و از میان پرتوهای نور، شیشه بزرگی را که روبهرویش بود، تشخیص داد.
آسه آسه جلو رفت.
با هر قدمی که بر میداشت، انعکاس نور کمتر و کمتر میشد تا جایی که دیگر توانست چشمهایش را به طور کامل باز کند.
تنها چندسانتیمتر با شیشه فاصله داشت که از حرکت ایستاد و ناباورانه به منظره مقابلش که
مطالعهی این پارت کمتر از ۴ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۵۰۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
آرزو
0پارت عالی بود دوس دارم همشو ی جا بخونم
۷ روز پیشهانیه
1فکر کنم اون دوتا مرد بادیگارد بودن یاسمین اشتباهی گرفته😅😐 عالی بود نیلوفر جان❤️❤️💫💫
۶ ماه پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
❤️❤️❤️❤️
۶ ماه پیشباران
0واقعا داره داستان هیجانی میشه برم پارت بعدی ببینم طبقه سوم چخبره
۶ ماه پیشترنم
0به به بریم ببینیم تو طبقه سوم چه اتفاقایی میفته
۱۱ ماه پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
😍
۱۱ ماه پیشNiki
0خدا می دونه تو طبقه سوم چی در انتظارشه
۱ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
😁😁😁
۱ سال پیشتارا آرام
0میشه یه اتاقکی جایی با این نما برای من جور کنین😅😜 خیلی خوشگله ، خیلی قشنگ توصیف شده...
۱ سال پیشتارا آرام
0اوپس،تفنگ، جالب شد، برای چی باید تفنگ داشته باشن، یه ذره خشنه برای یه آزمایشگاه... البته آزمایشگاهی که سری باشه و احتمالا مجوز خاصی نداره و دولتی نیست و کله گنده ای پشتشه و خصوصیه، شاید طبیعی باشه...
۱ سال پیشZahra
0خب بره طبقه سوم ببینیم اونجا چه خبره🤔
۱ سال پیشZahra
1چه بادیگارد های مهربونی آروم باهاش حرف زدن ناراحت نشه گفتم الان کَت بسته میبرنش
۱ سال پیششیرین
0منتظر افراد جدید تو طبقه سوم هستم
۱ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
💙💙
۱ سال پیشپرنیا
1یه جوری کوله رو انداخت رو شونش،فک کرد منفی یک پارکینگه و در ورودی و فرااار😂😂😂
۱ سال پیشاکرم بانو
1عالی بود😂😂😂
۱ سال پیشآوا
1طبقه ی سوم ببینیم چه خبره ولی یعنی هیچ راه خروجی نیست؟😶چه شکلی پس میرن بیرون؟😐،نیلوفر جونم عالیییییییییی بود❤️
۱ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
قطعا یه راهی هست عزیزم؛ اما به این راحتی قابل دسترس نیست😁✨️💙
۱ سال پیشRoghayyeh
2چه محترمانه برخورد کردن من انتظار داشتم بندازنش تو گونی برنج
۱ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
😂😂😂
۱ سال پیشنفس
0یاسمینی که من میشناسم قراره غوغا به پا کنه
۱ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
😁😁😁
۱ سال پیش
لطفا صبر کنید...

Moon
0خب خب خب امیدوارم با آدمایی جدیدتری هم آشنا شیی