پارت هفتاد و هفتم :
فصل سی و پنجم
نگار
دو جلسهى اول استخر، وقتى بعد از یک ساعتونیم، نیکان را از آب بیرون آورده بودم، او با گریه مىخواست برگردد توى آب اما حالا انگار مىداند گریه بىفایده است. با انعطاف همراهم مىشود. دوش مىگیریم و به قسمت سونو مىآییم که دمایش را کم کردهاند تا مامانها بتوانند بعد از شنا در آنجا لباس بچهها را بپوشانند و شیر یا خوراکىشان را بدهند.
نیلوفر را مىبینم
مطالعهی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۴۷۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
لطفا صبر کنید...

راز
1بیچاره نگار چ زجری کشیده حتی الان هم ک میره بیرون با نیکان بهش حسودی میکنن