پارت چهل و نهم :

یک ماه بعد
_هوییی... دختر قاتل... اتاقم رو امروز تو مرتب میکنی. فهمیدی! تو خونه ی ما عروس نمیتونه بخوره بخوابه.
بی تفاوت نگاهش کردم و سرم رو از روی تاسف تکان دادم. این زن هیچ وقت معنای انسانیت را نمیفهمید.
از کنارش گذشتم و سمت اتاقم به راه افتادم. باز هم شروع به اراجیف بافی کرده بود و اصلا دلم نمیخواست صداش رو بشنوم.
سرم را از روی تاسف تکان دادم و مشغول رسیدگی به کار های زمین ها و

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵۲۰ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!