هوده به قلم مهدیه سجده
پارت پنجاه و سوم :
بهنود هم مقابل او نشست و سرش را بین دستهایش گرفت. آرش از کِی طرف هاتف رفته بود؟!
- چرا بهم نگفتی؟!
تکیه به مبل داد و دستش را پشت گردنش کشید.
- چرا باید بهت میگفتم؟ تو از هاتف خوشت نمیومد منم میخواستم… .
لب گزید که بهنود با پوزخند حرف او را ادامه داد:
- میخواستی بالاتر از اینی بری که هستی! دیدی بهنود خوب اسمش بین کله گندهها در رفته، گفتی چرا من اینکار رو نکنم!
و تیکه
مطالعهی این پارت حدودا ۱۰ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۵۸۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
ساناز
2یعنی آرش چمستان رو کشته؟ من واقعا نمیتونم قبول کنم آرش باشه اخه اصلا بهش نمیخوره قاتل باشه
۲ سال پیش
مهدیه سجده | نویسنده رمان
بذار پارتای اینده مشخص میکنه این ماجرا رو
۲ سال پیشساناز
2وای آرش وایی آرش چیکار کردی تو هم خودتو بدبخت کردی هم بهنودو گذاشتی لای منگنه
۲ سال پیش
مهدیه سجده | نویسنده رمان
میبینی ساناز جان آرش یه سنگانداخته توچاه بهنودم نمیتونه اون سنگودربیاره دیگه
۲ سال پیشثریا
1دوست دارم سرمو بکوبم به دیوار 😤😫 آرشش😣
۲ سال پیش
مهدیه سجده | نویسنده رمان
آرش حماقت کرده اونم چه حماقتیییی
۲ سال پیشبرکه
1دلم پارت میخواد همین الاننننننننننن
۲ سال پیش
مهدیه سجده | نویسنده رمان
فردا میذارم برکه جانم❤️❤️
۲ سال پیشبرکه
0مرسی گلگلی من
۲ سال پیشبرکه
5ارهههه ارش جان ت گل بکار بهنود ابش بده اخه جفتتون ماشالا باغچه بیل نزده نزاشتین کاش ارش ب جا اون مجسمه عدالت حداقل دوتا مغز دست دوم برا جفتتون کرایه میکرد مغزتون انقد خالیه صدا تونل وحشت میده
۲ سال پیش
مهدیه سجده | نویسنده رمان
وایییی برکه واییی😂😂😂🤣 خیلی خوب بود تصور کردم حرفتو خندم گرفت🤭🤭
۲ سال پیشبرکه
2🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣حرصم میدن دوتایی
۲ سال پیشنفس ۲
2ای آرش ساده لوح خاک دو عالم بر سرت رفیقت و خودت و به خاک دادی با این ایده آل گرایی ها و زیاده خواهیات. بهنود توام یه دو قدم بیشتر این تهام و دنبال میکردی سر از کارش در میاوردی چیزی نمیشد.
۲ سال پیش
مهدیه سجده | نویسنده رمان
خوب گفتی واقعااا دقیقا اگر هاتف خوب بود بهنود ولش نمیکزد بعد ارش رفته مثلا پول پارو کنه نمیدونه چه خبره اونجا
۲ سال پیشSozi
2یعنی خاک برسرت آرش،خاک نه ها،خااااااااااااااااک
۲ سال پیش
مهدیه سجده | نویسنده رمان
کمهه خام به توان هزارررر
۲ سال پیشA-a
1نویسنده عزیز عیدتون خجسته باد، سالی سرشار از شادی وسلامتی وموفقیت داشته باشید.سپاس بابت رمان جذاب ومعماییتون👏👌🌷
۲ سال پیش
مهدیه سجده | نویسنده رمان
ممنونم عزیزدلم همچنین ❤️❤️ باعث افتخاره که همراه رمان هستین و خوشحالم هوده رو دوست داری🥰
۲ سال پیشم.ر
1معلوم بود ارش ولوله ای داشت آدم هر چی میکشه از آدم های نزدیک
۲ سال پیش
مهدیه سجده | نویسنده رمان
دقیقاا
۲ سال پیشم
0واااای آرش ،چقدر احمقانه حتمابخاطر یه کار قانونی ساده اینهمه پول به تو میدن،قتلم کار خودشه انگار ،مثلا ناخواسته
۲ سال پیش
مهدیه سجده | نویسنده رمان
دقیقااا فکر نکزده اون هم پول رو برای چی میخوان بهش بدن البته من چیزی نمیگم پارتای بعدی ماجرا رو بازتر میکنه
۲ سال پیشاکرم بانو
1ای بابا گندکاری ازاون چیزی ک فکرشومیکردیم بیشتره
۲ سال پیش
لطفا صبر کنید...

Setareh
0وای آرش چمستان رو کشته؟...هاتف عامل بدبختی و ویرانی چندین خانوادس