پارت هفتاد و یک :

در را باز می‌کند و بوی نا و کپک در صورتش کوبیده می‌شود. داخل اتاق، یک تخت فلزی با تشکی که به زحمت می‌توان آن را تشک نامید، یک صندلی لق، و یک پنجره‌ی کوچک با شیشه‌های دوده‌گرفته به او خوشامد می‌گویند. ملحفه‌ی تخت، پر از لکه‌های زرد و قهوه‌ای است. دیوارها پر از ترک‌های ریز و درشت‌اند، و گوشه‌های اتاق تارهای عنکبوت آویزان است. چراغ سقفی تنها یک لامپ مات و کم‌نور دارد که زیرش، مگس‌ها

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴۶۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • فاطمه زهرا

    0

    امم ادبیات این پارت قشنگ بود...

    ۱ سال پیش
کپی شد!