پارت صد و دوم :

پدال ترمز را فشرد و در مقابل یک ساختمان نیمه‌تمام از حرکت متوقف شد.سری به اطراف چرخاند و روبه بردیا گفت:
_همین‌جاست!
سرگرد به فضای بیرون نگاهی انداخت.لوکیشنِ ارسالی آن‌ها را به مکانی در خارج از شهر آورده‌بود.چند ساختمان ناتمام به فاصله دویست‌متری از یکدیگر قرار گرفته‌بودند.گویا پروژه ساخت‌و‌سازشان خوابیده‌بود چرا که در آن زمینِ به نسبت بزرگ هیچ کارگر مشغول به کاری به چشم

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۸ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸۸۲ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • ترنم

    0

    نه امیر جون اونموقع بهار چی میشه تو تازه عاشق شدی

    ۱۰ ماه پیش
  • آزاده دریکوندی

    0

    واااااا از دست این امیرسام!!! گفت کدوم گوری بود و بدبخت فوری مرد😐

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    😂😂نکته ظریفی بود

    ۲ سال پیش
  • سیتا

    1

    خوب بود مثل همیشه ولی مگه بردیا با مهراب قرار نداشت چرا آدم های کیومرث اونجا بودن

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    ممنونم❤️😍 عکس ناشناس براشون فرستاده شده بود و خودشون اطلاعی نداشتن که قراره با کی مواجه بشن

    ۲ سال پیش
  • فائزه

    2

    امیر جیگرم آخه فک نمیکنی یهو ماشه میکشه تو میمیری بعد ما سکته میکنیم بعد بهار شکست عشقی میخوره بعد من میام تو رمان بردیا و جر میدممممم

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    امیر جیگر در پارت فردا حسابی از خجالت بردیا در میاد😂❤️ به این بچه میخوره ماشه بکشه؟😢

    ۲ سال پیش
  • سلام سلام

    0

    این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    دقیقا👌🏻❤️

    ۲ سال پیش
  • نفیسه

    1

    خیلی جذابه 😍😍😍

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    ممنونم عزیزم❤️❤️

    ۲ سال پیش
  • نفیسه

    1

    منتظر ترکیب ۳دختر و ۳ پسرم فکر کنم عالی بشه

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    😌❤️

    ۲ سال پیش
  • فاطمه

    1

    واقعا جالب شده امیر بردیا یکی شدن ولی هنوز تشنه به خون هم هستن الان که برسام اومد داستان دار خفن میشه حالا باید دید برسام کی با بردیا رو به رو میشن😎

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    ممنونم عزیزم❤️ فکر می‌کنم همین موضوع سبب شده که ترکیب بردیا و امیر در کنار هم دوست‌داشتنی بشه😍موافقی؟؟

    ۲ سال پیش
  • فاطمه

    1

    بله موافقم نیلوفر جون

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    🫂❤️🌹

    ۲ سال پیش
  • Aa

    1

    مطمئنا شلیک نمیکنه ومن فکر میکنم امیر وبرسام وبردیا یکی میشن و حدس میزنم ثامر به رز زنگ زده🤔مثل همیشه عالی بود ممنون👏👏👌🙏🌺

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    قربونت عزیز دل🫂❤️🌹 آره به بردیا نمیخوره شلیک کنه....

    ۲ سال پیش
  • ثریا

    1

    امیرسام چرا بچه ی منو اذیت میکنه😤 خب سیگار و بهش بده دیگه🥺 چه گنگستر بازی شد🤭کیف کردم ممنون از پارت هدیه 🌹💋

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    قربونت عزیز دل❤️🫂 مرسی از حضور همیشگیت

    ۲ سال پیش
  • ثریا

    1

    این تغییر کردنشون وابستگی که بینشون پیش اومده رو هم خیلی دوست دارم ❤ به امیر سام شلیک نمیکنه یهو یکی میاد پشت سر امیر بردیا هم نشونه میره اونو و امیر هم فکر میکنه بردیا میخواد اونو بزنه(فانتزی من)

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    موافقم باهات منم خیلی از اینکه امیر اخیرا هواشو داره خوشم میاد🥺❤️

    ۲ سال پیش
  • آمینا

    3

    مهراب مگه خدمتکاره رو نکشته .باور کن اسم ها رو قاطی کردم نیلوفر.امیر هوای بردی رو داره فقط موندم چجوری میخواد بگه بهار رو میخوام😆بردیا هرگز شلیک نمیکنه چون اون پلیسه میدونه قانون باید حکم بده نه خودش

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    بله دقیقا نکته‌اش همین‌جاست که قاتل مهراب بوده.... به نظرت چند درصد احتمال داره بردیا به امیر دختر بده؟😂

    ۲ سال پیش
  • آمینا

    2

    من بعدازظهر میخواستم کامنت بذارم تعداد کامنتا پر شده بود نتونستم.الان میگم؛من فکر کنم مهراب افرادکیومرث و ثامر رو کشونده سر قرار بندازه به جان هم تا بدون دردسر بردی جونمو بکشه🥲🥲

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    اینو دیگه پارت بعد مشخص میشه😁❤️

    ۲ سال پیش
  • ثریا

    1

    یه چند پارتی هست که اینو نگفتین😂😂

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    دقیقا😂 باید یاداوری میشد

    ۲ سال پیش
  • آمینا

    1

    بردیا جنازه بهار رو هم نمیده به امیر اگه خودِبهار رو خواسته دلش بمونه و اصرار کنه.😅ولی بردیا کوتاه اومده براش فلشو نداده به پلیس.امیر خوبه عاشقه دوست داشتنیه ولی خوب خلافکاره اینو نمیشه نادیده گرفت

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    بله دقیقا همین‌طوره که میگی❤️

    ۲ سال پیش
  • آوا

    1

    عالیییییییییییییییییی بود خیلیییییییی خیلیییییی بی نظیر بود دمت گرم نیلو جونم خسته نباشی❤️

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    مرسی عزیز دلم🫂❤️🌹

    ۲ سال پیش
  • سارای

    1

    بابابردیا این کاره نیست بلایی سر امیر نمیاره میدونم ، چرا بهارو بده بهش هان،چش امیرسام مگه.پسر به این ادمکشی،نفهمی،حرص دربیار.یکمی حسوداز کجا گیر میاره خواهرشو به دستش🤣🤣🤣

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    وقتی میخوای پارت رو جای حساس تموم کنی ولی همه میدونن بردیا این کاره نیس😂 مرسی از حضور همیشگیت❤️

    ۲ سال پیش
  • سایه

    1

    حرص خوردن امیرسام بخاطر بردیا خیلی خوب بود و اینکه بردیا چرا اینقدر گاو تشریف داره طرف فقط داشت زجر می کشید و این با کشتن بهش لطف کرد دیگه چرا مسخره بازی در میاره و امکان نداره بردیا به امیر شلیک کنه.

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    برای امیر شاید مرگ آسون باشه اما بردیا به عنوان پلیس همیشه تلاش داشته جون ادم ها رو حفظ کنه 🥲❤️

    ۲ سال پیش
  • آمینا

    1

    ای بابا چرا به بردیا میگی گاو پسرم نمیتونه بی خیال بگذره از جون آدم ها .امیرک هم یه سیگار نداد پسرم بکشه اعصابش آروم بشه. 😶😶😶

    ۲ سال پیش
کپی شد!