جهنم احساس به قلم ملیکا کاظمی
پارت پنجاه و هفتم :
باد سرد پاییزی، صدای خشخش برگهای خشک را به گوش میرساند. آسمان خاکستری و گرفته است، گویی خود نیز عزادار است. فضای حومه شهر وهمانگیز و ساکت است. ساختمانهای نیمهویران و دیوارهای ترکخورده، نشانی از سالها فراموشی دارند. بوی نم خاک و زنگزدگی در هوا پیچیده است. پنجرههای شکسته و سایههای لرزان، حس ناامنی را در دلشان بیشتر میکند. آبتین ماشین را کمی دورتر متوقف میکند و هر دو پ
مطالعهی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۵۰۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
لطفا صبر کنید...

سهیل۲۸
1ای ووااااای توقع نداشتم اینجوری بشه🥹🥺🥺