پارت پنجاه و هفتم :

باد سرد پاییزی، صدای خش‌خش برگ‌های خشک را به گوش می‌رساند. آسمان خاکستری و گرفته است، گویی خود نیز عزادار است. فضای حومه شهر وهم‌انگیز و ساکت است. ساختمان‌های نیمه‌ویران و دیوارهای ترک‌خورده، نشانی از سال‌ها فراموشی دارند. بوی نم خاک و زنگ‌زدگی در هوا پیچیده است. پنجره‌های شکسته و سایه‌های لرزان، حس ناامنی را در دلشان بیشتر می‌کند. آبتین ماشین را کمی دورتر متوقف می‌کند و هر دو پ

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵۰۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • سهیل۲۸

    1

    ای ووااااای توقع نداشتم اینجوری بشه🥹🥺🥺

    ۱ سال پیش
  • فاطمه زهرا

    1

    ولی هر چیزی رو انتظار داشتم جز این اتفاق...

    ۱ سال پیش
  • فاطمه زهرا

    1

    انقدر توی شکم که نمیدونم حتی چی باید بگم💔

    ۱ سال پیش
کپی شد!