پارت چهل و نهم :

هیچ چیز نباید مهم‌تر از انتقام رفیقش آرمان باشد. او فقط می‌خواهد به حساب کسی برسد که این بلا را سر آرمان آورده، همین. اینکه ملیسا نسبت به او چه فکری می‌کند و یا چه حسی دارد، هیچ اهمیتی ندارد!
ملیسا چند روزی را در بیمارستان می‌ماند. بعد از آن حاج بابا و افرادش او را از بیمارستان مرخصی می‌کنند. در آن چند روز بعد از مکالمه‌ای که آبتین و ملیسا باهم داشتند؛ دیگر آبتین به بیمارستان نمی‌ر

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۳ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵۱۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • فاطمه زهرا

    0

    چه قشنگ بود این پارت❤️ 🔥خسته نباشییی🍭🩷

    ۱ سال پیش
  • فاطمه زهرا

    0

    بمیرمم واسشونن...بیچاره ارمان و پرستو..دلم براشون تنگ شده🥺😭

    ۱ سال پیش
  • فاطمه زهرا

    0

    اوخیی بمیرممم😭حاج بابا هرچقدر هم که بعضی وقتا دل ملیسا رو بشکونه،ملیسا همیشه دخترش میمونه🥲❤️ 🩹

    ۱ سال پیش
کپی شد!