پارت سی و ششم :


- نمی‌زارم دیوونه‌بازی‌های این روانی بلایی مثل اون عوضی‌های گاندی سرت بیاره!
و صدای بلند آرش کل کوچه خلوت را پر کرد. نفس‌نفس می‌زد و حس می‌کرد ضربانش روی دور هزار می‌زند. نگران بهنود بود و ته ذهنش به پرونده‌ای رسید که چند وقت قبل رد کرده بود. پرونده‌ای که شاکی یک پدر بود. صاحب‌کارِ پسرش حق دیه و پول بیمارستان بابت قطع شدن دست پسرش زیر دستگاه کارخانه مونتاژ لوازم‌خانگی را پØ

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۲ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۶۲۰ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • Setareh

    0

    وای خدای من😱چه ترسناک دلم ریش شد آخه مگه بهنود قاضیه که حکم بده حس میکنم قاتل میخواد یه چیزی رو به بهنود بفهمونه

    ۲ سال پیش
  • ثریا

    0

    وای تحمل خوندن صحنه های شکنجه رو ندارم🥲

    ۲ سال پیش
  • مهدیه سجده | نویسنده رمان

    ببخشیددد ولی بخش جداناپذیر رمانه البته کمه

    ۲ سال پیش
  • م.ر

    0

    چقدر خفن عالی مینویسی🤗🤗 بهنود چه گرفتاری شد

    ۲ سال پیش
  • مهدیه سجده | نویسنده رمان

    ممنونم عزیزم ❤️ تازه اولشه

    ۲ سال پیش
  • فاطمه عطایی

    1

    عالی بود دیگه نمی دونم چی بگم خدایی. حکمش بگو... گناهکاره؟

    ۲ سال پیش
  • مهدیه سجده | نویسنده رمان

    از بهنود حکمشو‌ بپرس😅 فدات عزیزم خداروشکر

    ۲ سال پیش
  • اکرم بانو

    2

    چرانظربهنود رو میپرسه؟ربط بهنودبهش چیه؟چقدپیچیده ست،عالی👏👏👏

    ۲ سال پیش
  • مهدیه سجده | نویسنده رمان

    هدف مشخص میشه انتهای رمان عزیزدلمی❤️

    ۲ سال پیش
  • دلی

    1

    یعنی این قاتل ممکنه یاسین باشه؟ البته اون صحنه آتیش سوزی که دیده حق داره انقدر روانی بشه ولی ربط ماجرا به علیرضا چیه؟ خبلییی پیچیده و خوبههه عاشق این رمانم به شدت با ذهن بازی می کنه

    ۲ سال پیش
  • مهدیه سجده | نویسنده رمان

    معماهای اصلی انتهای رمان معلوم میشه ولی مدلی رمان جلو میره که بهتون اطلاعات میده صبور باش عزیزم ❤️❤️

    ۲ سال پیش
  • دلی

    0

    یعنی خفن برای این پارت و رمان کمه انقدر دقیق و حرفه ای نوشته شده انگار فیلمه خداییی حرف نداری مو به تنم سیخ شد امقدر این توصیفات عالی بودن واییی مورمورم شد وقتی با دریل کف دست مقتول رو سوراخ کرد خیلی روانیه و چه قدر باهوشه ولی این قاتل واقعا به یاسین و علیرضا ربط داره؟ معماهای رمان خیلی ذهنمو خوبه

    ۲ سال پیش
  • مهدیه سجده | نویسنده رمان

    ممنونم عزیزمم که به من و همده لطف داری خداروشکه توصیافت خوب بوده ❤️❤️

    ۲ سال پیش
  • A-a

    1

    عجب روانیه طرف اینکه همه کار میکنه پس چرا نظر بهنود میپرسه؟ممنون🌸

    ۲ سال پیش
  • مهدیه سجده | نویسنده رمان

    چون میخواد بهنود رو مجبور به همکاری کنه و البته هدف دیگه‌ای هم داره

    ۲ سال پیش
  • ساحل

    1

    خیلی این پارت عالی بود نمبدونم چرا از قاتل با تمام روانی بودنش خوشم میاد یه مدل جالبی رفتار میکنه تا حالا شبیهش روتو رمانای جنایی ندیده بودم خیلی عالیههه خسته نباشید حرف نداره

    ۲ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️