هوده به قلم مهدیه سجده
پارت سی و پنجم :
اینبار بهنود تکیه گرفت و ابروهای سیاهش در هم رفت:
- شما موقعی که داشتید بار قاچاق وارد میکردید باید فکرش رو میکردید! من نمی
تونم جوابگوی اشتباه محض شما باشم!
هاتف که هنوز سعی در حفظ خونسردی خودش داشت مشتش واضح روی پایش لرزید:
- اسم دلیل مسخرهات شرافت کاریه ولی تو فقط دندون گرد بودی! دومیلیارد و خوردهای پول برای وکیلی مثل تو شوخی نبود! ببینم حق وکالتت چه قدره؟ من دا
مطالعهی این پارت کمتر از ۱۰ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۵ روز پیش تقدیم شما شده است.
اگه از رمان خوشت اومده اونو لایک کن.
مهدیه سجده | نویسنده رمان
عزیزدلمیی باعث خوشحالیه که رمان رو دوست داری❤️ دیگه نتیجه علاقه به ژانر جناییه فکر کنم 😂
۲ هفته پیشاکرم بانو
10متوجه نمیشم این که قاتل خطرناکه میخواد دست ادم بدارو رو کنه؟
۲ هفته پیشمهدیه سجده | نویسنده رمان
هنوز هدف قاتل معلوم نیست
۲ هفته پیشA-a
20تهام مشکوک میزنه یا پلیسه یا با اون یارو🤔 آرش نکشن.جالب وهیجانی بود ممنون👌👏🥀
۲ هفته پیشمهدیه سجده | نویسنده رمان
باید دید پارتای اینده چی میشه ممنونم عزیزمم❤️
۲ هفته پیشگندم
20عالی پیش میره😍
۲ هفته پیشمهدیه سجده | نویسنده رمان
ممنونم عزیزدلم❤️
۲ هفته پیشدلیا
10منم موافقم تهام انگار مشکوکه. وای خیلی روند رمان خوبه نمیتونم بفهمم پارت بعد قراره چی باشه ولی این قاتل هرکی هست دست گذاشته رو آدمای دم کلفت و میخواد بهنود رو بندازه وسط خیلی داستان جالبه
۲ هفته پیشفاطمه
30خیلیم عالی
۲ هفته پیش
فاطمه عطائی
00خیلی عالی بود داستان تازه به اوجش می رسه دمت گرم بهترین رمان جنایی هست این رمان... وایی این ایده ها از کجا به ذهنتون می رسه خدا وکیلی