هوده به قلم مهدیه سجده
پارت سی و پنجم :
اینبار بهنود تکیه گرفت و ابروهای سیاهش در هم رفت:
- شما موقعی که داشتید بار قاچاق وارد میکردید باید فکرش رو میکردید! من نمی
تونم جوابگوی اشتباه محض شما باشم!
هاتف که هنوز سعی در حفظ خونسردی خودش داشت مشتش واضح روی پایش لرزید:
- اسم دلیل مسخرهات شرافت کاریه ولی تو فقط دندون گرد بودی! دومیلیارد و خوردهای پول برای وکیلی مثل تو شوخی نبود! ببینم حق وکالتت چه قدره؟ من دا
مطالعهی این پارت کمتر از ۱۰ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۵۷۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
ثریا
2وای چقدر پدر زنش آدم مزخرفیه
۱ سال پیشSozi
3نویسنده کارت حرف نداره قلمت طلایی❤ خدا سر شاهده تهام خود بیشرفشه😂💔
۲ سال پیش
مهدیه سجده | نویسنده رمان
عزیزدلی خداروشکر ممنونم که همراه هوده هستی تهام چه قدر پس زود دستشو رو کرده🤭🤭
۲ سال پیشSozi
0احتمالا یکی از همین کله گنده ها باعث مرگ علیرضا شدن ویاسین که(به نظرم همون تهام )دستش به جایی بند نبود این بازی رو شروع کرده تا بتونه انتقامش رو از همه ی اینجور ادما بگیره
۲ سال پیشفاطمه عطائی
1خیلی عالی بود داستان تازه به اوجش می رسه دمت گرم بهترین رمان جنایی هست این رمان... وایی این ایده ها از کجا به ذهنتون می رسه خدا وکیلی
۲ سال پیش
مهدیه سجده | نویسنده رمان
عزیزدلمیی باعث خوشحالیه که رمان رو دوست داری❤️ دیگه نتیجه علاقه به ژانر جناییه فکر کنم 😂
۲ سال پیشاکرم بانو
2متوجه نمیشم این که قاتل خطرناکه میخواد دست ادم بدارو رو کنه؟
۲ سال پیش
مهدیه سجده | نویسنده رمان
هنوز هدف قاتل معلوم نیست
۲ سال پیشA-a
2تهام مشکوک میزنه یا پلیسه یا با اون یارو🤔 آرش نکشن.جالب وهیجانی بود ممنون👌👏🥀
۲ سال پیش
مهدیه سجده | نویسنده رمان
باید دید پارتای اینده چی میشه ممنونم عزیزمم❤️
۲ سال پیشگندم
2عالی پیش میره😍
۲ سال پیش
مهدیه سجده | نویسنده رمان
ممنونم عزیزدلم❤️
۲ سال پیشدلیا
1منم موافقم تهام انگار مشکوکه. وای خیلی روند رمان خوبه نمیتونم بفهمم پارت بعد قراره چی باشه ولی این قاتل هرکی هست دست گذاشته رو آدمای دم کلفت و میخواد بهنود رو بندازه وسط خیلی داستان جالبه
۲ سال پیشفاطمه
3خیلیم عالی
۲ سال پیش
لطفا صبر کنید...

شهناز
0رمانش خوبه اما هی قفل میشه دوباره باید دانلود کنی یعنی چی ماکه از دنیای رمان داریم میخونیم دیگه این پارازیت ها ادم رو بیزار میکنه