پارت بیست و ششم :

من هر لحظه از او دورتر می‌شدم و تصویر امیر حسین که سعی داشت ناره را از خواب ابدی‌اش بیدار کند، تار و تارتر می‌شد… درهای فلزی با صدای سنگین و آزاردهنده‌ای بسته شدند و من مانند کسی که ساعت‌ها نفس نمی‌کشیده و مرگ را در آغوش گرفته، ناگهان چشمانم را باز کردم و با ولع اکسیژن را به ریه‌هایم هدیه دادم.

تن خشکم روی سطح سرد و سنگی کف زمین بود. صدای ترق‌ترق شکستن و سوختن هیزم‌ها از شومی

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵۵۸ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را برای این رمان ارسال کنید. لطفا ابتدا اپلیکیشن را نصب کنید و سپس اقدام به ثبت نظر کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • PARNIA

    2

    ولی تو همین الانم مردی روحان:) عین دیالوگی که دیوا به آریل گفت😭

    ۳ ماه پیش
  • ....

    0

    وای..... وای، وای دیالوگای زیبا و روح نواز این پارت بشددددتتت منو حیرت زده کرد... خیلی زیبا بودددد. خیلیییییی زیبااا؛ خیلی خیلییییی زیبااااا.. ولی اواسط پارت از یچیزی ناراحت شدم، یعنی ویولت از کما می آد بیرون که بعدش تیمارستان بستری می شه... نههههه

    ۴ ماه پیش
  • سارا

    0

    برکدومشون الان گریه کنم 😭برای ناره یا امیر یا روحان یا ویولت😭

    ۵ ماه پیش
  • دنیز؛

    0

    نمیدونم برای روحان و ویولت ذوق کنم، یا برای ناره و امیر حسین گریه کنم

    ۷ ماه پیش
  • رخساره

    4

    به به بوی دیوا اومد🤣

    ۹ ماه پیش
  • GOLBARG

    1

    وای یه ادیت گذاشتی *** که روحان میگفت داری بیدار میشی عشق من... نهههه نباید بیدار شههه😭😭😭

    ۱۰ ماه پیش
  • GOLBARG

    3

    بوسه دیوا و آریل هم اینطوری بود😭😭😭گریهههههه مرجان تو واقعا لیاقتت خیلی بیشتر دیده شدنه عشقمممم وای قلبممم از شدت قشنگی هارمونیکا

    ۱۰ ماه پیش
  • طرفدار دیوا جن‌گیره

    17

    چقدر دیالوگ آشنایی داشت _بمیرم برات +ولی تو همین الآنم مردی آریل 🙃😭

    ۱ سال پیش
  • نسرین

    7

    وسط گریه برای این دو تا اون دو تا رو یاد آوری نکن میمیرم الاننن😭😭💔

    ۱۱ ماه پیش
  • "ماه

    0

    او برای من درد کشید، برای من :)))

    ۱۲ ماه پیش
  • حنا۸

    2

    اوه عجب پارتی بود،عسل بوددددددد

    ۱۲ ماه پیش
  • ساتیا

    0

    اخیییی همیشه درمانت میکنم حتی اگه از دردت بمیرم 🤧🥹

    ۱ سال پیش
  • شهرزاد

    8

    وای وای شد دیوا و آریل

    ۱ سال پیش
  • شبنم

    1

    از حجم درد پارت های قبلی حتی نمیتونم اونقدر برای بوسشون ذوق کنم🥲🥲🥲🥲ولی اخرش که میگه او برای من درد کشید

    ۱ سال پیش
  • رامش

    7

    خوشم میاد اینکه تو کما بمونه ولی پیش روحان باشه رو به خوب شدنش ترجیح میدیم

    ۱ سال پیش
  • SNA

    10

    چرا دقت نمیکنین به پارت اول؟مگه ویولت بهوش نیومده و تو تیمارستان بستری نبود و فرار نکرده و همه فکر میکنن مرده؟ پس یعنی به هوش اومده و به شیدا گفت باورش کنی و از دید خودش داره تعریف میکنه به شیدا اگه بهوش اومده ینی جدا میشه از روحان؟ شت

    ۲ سال پیش
کپی شد!