پارت بیست و نهم :

چشمانش را باز کرد. باز هم یک عصر دیگر! اولین عصری که در خوابگاه و با گروهش، سر رسیده بود.
به پهلوی راستش چرخید و به آفتابی که از پنجره ی روبه رویش، روی سرامیک های سفید می تابید، نگاه کرد. چشمانش را بست و سعی کرد تا خواب خود را تکمیل کند. اما باید از اتاق بیرون میرفت! باید جوابی قانع کننده برای آن شب میداد ! باید! همان شب به قدر کافی عجیب بود. فردای آن شب کذایی هم بیشتر عجیبش کرده بود ! اینکه

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۹۴۵ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • سمیه محمدی

    1

    اسمانم راه به راه بچه رو از راه بدر میکنه.گناه داره طفلکک

    ۲ سال پیش
  • اسرا

    0

    ممنون بابت پارت طولانی مگه پاهالخت نبودآفتاب به اونهامیزد چطورآسمان باشلوار بوصف کرد

    ۳ سال پیش
  • دلیار

    1

    عزیزم به نظرم منظورش از پاها از مچ به پایین بود نه ساق پاها😅😉

    ۳ سال پیش
  • گل نرگس

    0

    😜 آخ آی آی از ذهن های منحرف که میون این همه سکانسای احساسی درگیرهمین یه بخش میشیمومنِ بیشعورم اولش حیان بدبخت و باشورت حساب کردم که آفتاب قشنگ گرمش کنه پچه رو😅ای خدا خودت ذهن مارابه راه راست کج فرما

    ۲ سال پیش
  • عاطفه امیرانی | نویسنده رمان

    اتفاقا خیلیا دچار سوتفاهم شدن😂😂منظورم از پای برهنه ، پای بدون کفش و جوراب بود😂

    ۲ سال پیش
  • Maryam...

    1

    فوقالعادست💝

    ۳ سال پیش
  • حلما

    1

    عاطفه جون فقط رمانت رو خیلی طولانی کن اخه دلم نمیاد تموم بشه دارم از جمله به جملش لذت میبرم🥺🫠❤️

    ۳ سال پیش
  • عاطفه امیرانی | نویسنده رمان

    فک کنم طولانی بشه همون. تا اخرش باهام بمونیا

    ۳ سال پیش
  • حلما

    1

    تا آخرش باهات هستم عزیزم

    ۳ سال پیش
  • آمینا

    1

    مثل آدم اعتراف کنن دلمون ترکید.هی با چشم و ابرو واسه هم ناز میان😅😅

    ۳ سال پیش
  • عاطفه امیرانی | نویسنده رمان

    آقا فعلا باید حرصتون بدم😂😅

    ۳ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️