پارت سی و سوم :

- به آرش زنگ بزن بگو به اون رفیقش که تو قوه قضاییه هست بگه میتونه سابقه حقوقی و کیفری یه آدم رو برام دربیاره؟
- کی؟
- اسحاق زرباف.
با بوق زدن بین تماس، موبایلش را از جیب کتش درآورد و با دیدن اسم الناز، « فعلاً»ی به تهام گفته و تماس او را وصل می‌کند.
- جانم؟
الناز با شنیدن جانم او عصبانیتش بیشتر شد؛ انگار نه انگار که قهر کرده بود؛ چرا بهنود آنقدر خونسرد بود؟
- الناز؟

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۱ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۶۲۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • ثریا

    1

    کاش جدا نشن🥲

    ۲ سال پیش
  • Sasa

    2

    حالا هم حدس میزنم که تو این بازی ای که یاسین راه انداخته برای بهنود، پدرزنشم هست یا اصلا یاسین بهنود رو به خاطر پدرزنش وارد این بازی کرده

    ۲ سال پیش
  • مهدیه سجده | نویسنده رمان

    حدست رو دوست داشتم قاتل به شدت باهوشه پس باید با بازیش جلو بریم و همزمان دوست دارم حدساتون رو بخونم ❤️❤️

    ۲ سال پیش
  • Sara

    1

    دقیقا خیلی باهوش و غیرقابل پیش بینی هر پارت دور از انتظاره برام

    ۲ سال پیش
  • مهدیه سجده | نویسنده رمان

    خداروشکر باعث افتخاره که نظرت مثبته❤️

    ۲ سال پیش
  • فاطمه عطایی

    1

    مهدیه جان قشنگ مارو میذاری تو خماری دست مریزا

    ۲ سال پیش
  • مهدیه سجده | نویسنده رمان

    امروز پارت میذارم که تو خماری نمونی عزیزم❤️

    ۲ سال پیش
  • فاطمه عطایی

    0

    خیلی عالی بود خسته نباشید مهدیه خانم

    ۲ سال پیش
  • مهدیه سجده | نویسنده رمان

    سلامت باشی عزیزم ممنونم❤️

    ۲ سال پیش
  • اکرم بانو

    1

    النازجون حیف بهنوده والا،نکن این کاروباخودتون بابات داره حرف ناحساب میزنه

    ۲ سال پیش
  • مهدیه سجده | نویسنده رمان

    والا همینو بگین 😅 البته یکم فرصت بدین النازم خودش رو نشون بده شاید براتون دوست داشتنی بشه❤️

    ۲ سال پیش
  • دلیا

    1

    به نظرم بهنود قراره خیلی بیشتر اذیت بشه الناز یه زن متاهله و هنوزم به حرف باباش گوش میده؟ لیاقت بهنود رو نداره واقعا مرد به این خوبی دیگه چی میخوای اخه؟! نویسنده جونم عالیه به خدا قلمت رودست نداره من هر قسمتی که میخونم انگار دارم فیلم میبینم عین این سریال سینما خانوادگیاس رمانت انقدر طبیعیه

    ۲ سال پیش
  • مهدیه سجده | نویسنده رمان

    گاهی متاهل بودن متعهد بودن نمیاره البته الناز دلیل منطقی برای کاراش داره که به شخصیتش برمیگرده و یکم فرصت بدین تا خودش رو بشناسونه ممنونم عزیزم از نظر قشنگت و باعث خوشحالیمه که رمان رو دوست داری❤️❤️

    ۲ سال پیش
  • Fatemeh

    2

    جای خوبی تمام نشد😭😂 خماری ادامه رمانای آنلاین از خماری اعتیاد بدتره به خدا قلمتون مانا 🩷خسته نباشید

    ۲ سال پیش
  • مهدیه سجده | نویسنده رمان

    عزیزدلی امروز پارت میذارم سعی میمنم خیلی روند پارت گذاری ازار دهنده نباشه ممنون مه همراه رمان هستی❤️❤️

    ۲ سال پیش
  • فاطمه

    2

    چقدر قراره به بدبختی های بهنود اضافه شه خدا میدونه😂🥹

    ۲ سال پیش
  • ساحل

    1

    خیلی قشنگه این رمان

    ۲ سال پیش
  • ساحل

    1

    الناز یعنی میخواد به خاطر حرف باباش از بهنود جدا بشه؟ چرا اخه؟ کنجکاو ظدم این رمان خیلی به زندگی واقعی نزدیکه والا خسته شدم از دختر پسرای خوشگل و مغرور و کلکل کردناشونو و این چیزا

    ۲ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️