پارت سی و یکم :

پوفی کشید و کلافه‌تر از قبل با سردردی که تا پشت پلک‌هایش دویده بود، به جعبه سفید نگاه کرد. قرار بود چه چیزی ببیند؟ تیکه‌ای از بدن یک آدم؟
خم شد و جعبه را بین دستانش گرفت، به نظر از جعبه‌های قبلی سنگین‌تر بود، حس کرد ترس زیر پوستش دوید و واضح لرز به جان زانوهایش انداخت. جعبه را بین دستانش گرفت که با صدای تقی نگاهش به بین دو تخته چوب رسید. شعله کوچکی روشن شد که شبیه شعله فندک اتمی بود و

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۲ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۴ روز پیش تقدیم شما شده است.

اگه از رمان خوشت اومده اونو لایک کن.

نظر خود را ارسال کنید

توجه کنید : نظر شما نمیتواند کمتر از 10 کاراکتر باشد.
برای اینکه بتونیم بهتر متوجه نظرتون بشیم، لطفا به این سوالات پاسخ بدید:

  • کدام بخش از رمان رو بیشتر دوست داشتید؟
  • کدام شخصیت رو بیشتر دوست داشتید و چرا؟
  • به بقیه خواننده‌ها چه پیشنهادی می‌کنید؟

به عنوان یک رمان خوان حرفه‌ای با پاسخ به این سوالات، به ما و سایر خوانندگان کمک می‌کنید تا دیدگاه کامل‌تری از رمان داشته باشیم.

آخرین نظرات ارسال شده
  • S

    10

    سناریو خیلی جدید و دلهره آور و جذابه بهترین رمانه

    ۳ هفته پیش
  • مهدیه سجده | نویسنده رمان

    خوشحالم و امیدوارم تا اخر نظرتون همین باشه❤️🙏🏻

    ۳ هفته پیش
  • فاطمه

    00

    چرا انقد این رمان خوبه

    ۳ هفته پیش
  • مهدیه سجده | نویسنده رمان

    چرا شما انقدر مهربونی ❤️❤️

    ۳ هفته پیش
  • Aa

    00

    👏👏👏🌸🌸🌸

    ۳ هفته پیش
  • مهدیه سجده | نویسنده رمان

    عزیزدلمی❤️❤️

    ۳ هفته پیش
  • م.ر

    00

    قلب اومد تو دهنمون جالب شد

    ۳ هفته پیش
  • مهدیه سجده | نویسنده رمان

    پارتای اینده قراره بدتر هم بشه شرایط

    ۳ هفته پیش
  • لیلا

    00

    🤔🤔

    ۳ هفته پیش
  • مهدیه سجده | نویسنده رمان

    چی شده🙈😅

    ۳ هفته پیش
  • دلی

    10

    خیلی هیجان انگیز شد 😨😨

    ۳ هفته پیش
  • مهدیه سجده | نویسنده رمان

    منم خوشحالم که هیجان داره برات❤️

    ۳ هفته پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.