هوده به قلم مهدیه سجده
پارت سی :
- جنازه سگ کجاست؟
آرش بازدمش را عمیق بیرون داد:
- سوزوندنش. گفتن شاید هاری یا مریضی چیزی داره.
بهنود پلک روی هم فشرد و لبهایش را با حرص داخل کشید. تهام که تا حالا ساکت بود، جلو آمد:
- یعنی ممکنه جنازه اون بدبخت رو به خورد سگ داده باشه؟ نگفت سگه چه نژادی داشته؟
آرش متعجب ابروهایش را بالا کشید:
- دیگه مردم انقدر مریضن؟!
تهام ادامه داد:
- این جزو مردم نیست یه قاتله!
مطالعهی این پارت کمتر از ۱۰ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۲۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
اگه از رمان خوشت اومده اونو لایک کن.
فاطمه
10چرا من استرس گرفتم😬
۳ هفته پیشمهدیه سجده | نویسنده رمان
فعلا برای استرس زوده 😂
۳ هفته پیشاکرم بانو
10شایدبهنودبایدبه دوستای بچگیش فکرکنه
۳ هفته پیشمهدیه سجده | نویسنده رمان
باید صبر کنیم تا معماها جلوتر برن
۳ هفته پیشساحل
10اصلا نمیشه حدس زد قراره چی بشه به شدت هیجانی و عالی ممنون عالیه
۴ هفته پیشمهدیه سجده | نویسنده رمان
خداروشمر باعث خوشحالیمه❤️
۳ هفته پیشAa
10عالی وهیجانی سپاس فراوان👏👏👏🌸
۴ هفته پیش
فاطمه
10قشنگه وقلم خوبی داره