پارت سی :

- جنازه سگ کجاست؟
آرش بازدمش را عمیق بیرون داد:
- سوزوندنش. گفتن شاید هاری یا مریضی چیزی داره.
بهنود پلک روی هم فشرد و لب‌هایش را با حرص داخل کشید. تهام که تا حالا ساکت بود، جلو آمد:
- یعنی ممکنه جنازه اون بدبخت رو به خورد سگ داده باشه؟ نگفت سگه چه نژادی داشته؟
آرش متعجب ابروهایش را بالا کشید:
- دیگه مردم انقدر مریضن؟!
تهام ادامه داد:
- این جزو مردم نیست یه قاتله!

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۰ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۶ روز پیش تقدیم شما شده است.

اگه از رمان خوشت اومده اونو لایک کن.

نظر خود را ارسال کنید

توجه کنید : نظر شما نمیتواند کمتر از 10 کاراکتر باشد.
برای اینکه بتونیم بهتر متوجه نظرتون بشیم، لطفا به این سوالات پاسخ بدید:

  • کدام بخش از رمان رو بیشتر دوست داشتید؟
  • کدام شخصیت رو بیشتر دوست داشتید و چرا؟
  • به بقیه خواننده‌ها چه پیشنهادی می‌کنید؟

به عنوان یک رمان خوان حرفه‌ای با پاسخ به این سوالات، به ما و سایر خوانندگان کمک می‌کنید تا دیدگاه کامل‌تری از رمان داشته باشیم.

آخرین نظرات ارسال شده
  • فاطمه

    10

    قشنگه وقلم خوبی داره

    ۳ هفته پیش
  • فاطمه

    10

    چرا من استرس گرفتم😬

    ۳ هفته پیش
  • مهدیه سجده | نویسنده رمان

    فعلا برای استرس زوده 😂

    ۳ هفته پیش
  • اکرم بانو

    10

    شایدبهنودبایدبه دوستای بچگیش فکرکنه

    ۳ هفته پیش
  • مهدیه سجده | نویسنده رمان

    باید صبر کنیم تا معماها جلوتر برن

    ۳ هفته پیش
  • ساحل

    10

    اصلا نمیشه حدس زد قراره چی بشه به شدت هیجانی و عالی ممنون عالیه

    ۴ هفته پیش
  • مهدیه سجده | نویسنده رمان

    خداروشمر باعث خوشحالیمه❤️

    ۳ هفته پیش
  • Aa

    10

    عالی وهیجانی سپاس فراوان👏👏👏🌸

    ۴ هفته پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.