پارت سی و یک :
فصل سیزدهم
عهدى
ماهرخ درحال خلال کردن سیبزمینى مىگوید: مامان خودت از اول فکرش رو انداختى تو سرش.
در قابلمه را برمىدارم و درحال هم زدن سوپ، مىگویم: اینطورى؟
ــ چهطوریش رو دیگه نگفتى قربونت برم!
خیره بهش، دستم را میان او و مرسده که دارد برنج را پاک مىکند، تکان مىدهم: لابد این دستبهدست هم دادناتونم واسه خیالراحتى منه؟!
هیچى نمىگویند. چى دارند که بگ
مطالعهی این پارت حدودا ۳ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۵۲۲ روز پیش تقدیم شما شده است.

لطفا صبر کنید...

اسرا
0ماهرخ که نگارتخریب کردبعدچندمدل غذادرست کرده🙏😁