پارت بیست و پنجم :

فصل دهم
خسرو

پیشخدمت سفارش‌مان را روى میز مى‌گذارد. پیتزا مخلوط، پپرونى و سالاد سزار و نوشیدنى‌ها.
با صداى دست زدن و آهنگ «تولدت‌مبارک» که از اسپیکرهاى کافه بلند مى‌شود، نگاه‌مان مى‌رود به میزى که در تیرس نگاه هر دومان است و از دیزاینش معلوم است بساط تولد متعلق به آن‌هاست.
دختر جوانى که یک دستش توى دست مردى است، عصا‌به‌دست آرام‌آرام به‌طرف میز قدم برمى‌دارد.

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۳ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵۲۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • اکرم بانو

    0

    چقده نگار باپرستیژه🥰😍

    ۱ سال پیش
  • Zahra

    0

    ممنون عالی👌👌❤️❤️🌹🌹

    ۱ سال پیش
  • لیلا مردانی | نویسنده رمان

    🙏🌸🍃

    ۱ سال پیش
کپی شد!