پارت بیست و چهارم :

باربد پوزخند محکم‌تری زد:
- پس آذر جونت بهت راپورت منو نداده و ‌اینجوری قاط زدی واسه خواهرزاده جیگولت؟ ببینم ما هم‌خونیم؟ ها؟
بهنود با شنیدن این حجم از حرف‌های بی‌منطق و قطاری باربد، پوفی کشید و‌کلافه سمت ملک خاتون چرخید:
- خاتون این عنتر چیکار کرده باز؟
ملک خاتون گالش قهوه‌ای رنگش را پا کرد و زیر نور کم سوی حیاط جلو آمد. چشمان قهوه‌ای رنگش سریع آب انداخت و لپ‌های سفی

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۳ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۶۴۰ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • Setareh

    0

    این پسر واقعا کله خرابه مایه دردسره این سیلی حقش بود

    ۲ سال پیش
  • ثریا

    0

    از باربد بدم میاد خیلی رو مخه😤

    ۲ سال پیش
  • ....

    0

    ببخشید من یکم قاطی کردم... باربد مگه برادر بهنود نیست؟ بهنودم که مادر داره پس چرا آذر مهراد و باربد و بزرگ کرده؟ احساس میکنم من بدون تمرکز خوندم و اشتباه متوجه شدم ولی نمیدونم کجاش رو :))))

    ۲ سال پیش
  • مهدیه سجده | نویسنده رمان

    سلام عزیزم چرا درسته باربد برادر کوچیکه بهنوده و اذر خواهر بزرگشونه. مادرشون تو سن بالا مجدد باردار شده و فاصله سینی باربد با بهنود ۱۴ ساله. آذر اون زمان بچه اولش رو به دنیا اورده بود و اینا تقریبا همسن هستن مادر بهنود چون مسن بود خیلی حوصله بچه داری نداشت و آذر بیشتر باربد رو نگه میداشت برای همین آ

    ۲ سال پیش
  • ساحل

    1

    خیلی دوسش دارم

    ۲ سال پیش
  • ساحل

    1

    وای چه قدر داداش بهنود رو اعصابمه

    ۲ سال پیش
  • میم

    1

    👍❤️👍❤️❤️❤️

    ۲ سال پیش
  • مهدیه سجده | نویسنده رمان

    ❤️❤️❤️

    ۲ سال پیش
  • میم

    1

    👍❤️👍❤️❤️❤️

    ۲ سال پیش
  • اکرم بانو

    1

    👏👏👏

    ۲ سال پیش
  • Fatemeh

    5

    بسیار عالی🩵قلمتون عالیه

    ۲ سال پیش
  • مهدیه سجده | نویسنده رمان

    ممنون عزیزدلم از همراهیت

    ۲ سال پیش
  • فاطمه. عطایی

    1

    باربد اگه عاشقه الان باید یه گوشه گریه میکرد احیانا

    ۲ سال پیش
  • دلی

    3

    واییییی از دست با بد من حرص میخورممم بهنود که جای خود داره

    ۲ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️