پارت بیست و سوم :

خودش هم نفهمید از بی‌حوصلگی و سردرد به خانه ملک خاتون رفت یا هنوز تصویر آن لاله گوش روانش را بی‌خیال نشده بود؛ اما وقتی بشقاب گل‌دار و پر از نخودپلو با قاب انگشتان حنا گرفته ملک خاتون را دید، ضربانش منظم‌تر شد.
حاجی‌بابا از لحظه‌ای که بهنود پایش را داخل خانه گذاشته‌ بود تا همین حالا که پشت میز مقابلش نشسته و داشت ماست محلی می‌خورد، تماشایش کرد و با چشم و ابرو به ملک خاتون فهماند

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۶۱۸ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • بهاره

    2

    بهنود فقط بلده واسه داداش بدبختش شاخ و شونه بکشه؟

    ۲ سال پیش
  • مهدیه سجده | نویسنده رمان

    باربد هم خیلی کله شقه بهنود حواسش نباشه سرشو به باد میده 🙈

    ۲ سال پیش
  • ثریا

    0

    مهراد بنده خدا سالمه؟

    ۲ سال پیش
  • سپیده ?

    3

    رمانای زیادی خوندم با تشکر از همه نویسنده ها ولی بعضی از رمان ها واقعا جالب نیستند ولی این رمان جزء رمانهای هست که ارزش خواندن دارن البته هنوز اول داستان هست ولی تا اینجا از قلم نویسنده خوشم اومد🙂👏

    ۲ سال پیش
  • مهدیه سجده | نویسنده رمان

    ممنونم عزیزم سعی میکنم همه چی خیلی جدید و به دور از اغراق زیادی باشه و با منطق جور دربیاد ممنون از همراهیت ❤️

    ۲ سال پیش
  • سپیده ?

    0

    رمانای زیادی خوندم با تشکر از همه نویسنده ها ولی بعضی از رمان ها واقعا جالب نیستند ولی این رمان جزء رمانهای هست که ارزش خواندن دارن البته هنوز اول داستان هست ولی تا اینجا از قلم نویسنده خوشم اومد🙂👏

    ۲ سال پیش
  • سپیده ?

    0

    رمانای زیادی خوندم با تشکر از همه نویسنده ها ولی بعضی از رمان ها واقعا جالب نیستند ولی این رمان جزء رمانهای هست که ارزش خواندن دارن البته هنوز اول داستان هست ولی تا اینجا از قلم نویسنده خوشم اومد🙂👏

    ۲ سال پیش
  • سپیده ?

    0

    رمانای زیادی خوندم با تشکر از همه نویسنده ها ولی بعضی از رمان ها واقعا جالب نیستند ولی این رمان جزء رمانهای هست که ارزش خواندن دارن البته هنوز اول داستان هست ولی تا اینجا از قلم نویسنده خوشم اومد🙂👏

    ۲ سال پیش
  • میم

    1

    واییییییییییی خیلی داره جالب میشه ❤️

    ۲ سال پیش
  • مهدیه سجده | نویسنده رمان

    خداروشکر❤️❤️

    ۲ سال پیش
  • اکرم بانو

    0

    چرا بعضی ادمابجای اینکه عیب و ایرادخودشون روببینن میخوان بقیه رومقصربدونن؟

    ۲ سال پیش
  • Fatemeh.ataei

    1

    از آدم های کله *** متنفرم 😒

    ۲ سال پیش
  • مهدیه سجده | نویسنده رمان

    دقیقا خیلی خرص درار هستن

    ۲ سال پیش
  • دلی

    4

    عالیه عزیزم خسته نباشی همه چی خیلی واقعی و به دور از کلیشه هست من عاشق این رمانم

    ۲ سال پیش
  • مهدیه سجده | نویسنده رمان

    ممنون عزیزم من تمام تلاشمو میکنم رمان منطقی باشهذ

    ۲ سال پیش
  • دلیا

    3

    بینظیره

    ۲ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️