جهنم احساس به قلم ملیکا کاظمی
پارت سی و چهارم :
آبتین پاسخی نمیدهد. ملیسا با دردی که در چشمانش زبانه میکشد ادامه میدهد: «اون یکی از آدمای شاهینه... اون حروم زاده همونیه که از بچهها خر حمالی میکشه... اون بی شرف همونیه که با یه کبریت آتیش زد به زندگیمون... بعد تو میشناسیش؟!»
آبتین جلو میرود. برای اینکه اوضاع از چیزی که هست وخیمتر نشود؛ میگوید: «ببین ملیسا توی این موقعیت ما نباید عجولانه رفتار کنیم. کوچکترین اشتباه از جانب ما
لطفا صبر کنید...

ماهرخ
0خدا قوت عزیزم