پارت سی و دوم :

«فصل دوم»
با خشم یقه‌ی مرد را گرفته و در صورتش عربده می‌زند:
- به خدا قسم... اگه حرف نزنی، همین‌جا زنده‌زنده چالت می‌کنم!
رگ‌های گردنش از شدت خشم بیرون زده‌اند. نفس‌هایش داغ و تند روی صورت رنگ‌پریده‌ی مرد می‌خورد. چشمانش برق خشمی را دارد که لحظه‌ای دیگر می‌تواند به جنون تبدیل شود. مرد، وحشت‌زده و نفس‌نفس‌زنان، تلاش می‌کند خود را از بین انگشتان قفل‌شده‌ی ملیسا بیرون

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۶۴۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • فاطمه زهرا

    0

    اخیی گوگولی متینن🥹✨چقدر همه گناه دارن

    ۲ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️