جهنم احساس به قلم ملیکا کاظمی
پارت سی و دوم :
«فصل دوم»
با خشم یقهی مرد را گرفته و در صورتش عربده میزند:
- به خدا قسم... اگه حرف نزنی، همینجا زندهزنده چالت میکنم!
رگهای گردنش از شدت خشم بیرون زدهاند. نفسهایش داغ و تند روی صورت رنگپریدهی مرد میخورد. چشمانش برق خشمی را دارد که لحظهای دیگر میتواند به جنون تبدیل شود. مرد، وحشتزده و نفسنفسزنان، تلاش میکند خود را از بین انگشتان قفلشدهی ملیسا بیرون
لطفا صبر کنید...

فاطمه زهرا
0اخیی گوگولی متینن🥹✨چقدر همه گناه دارن