پارت سی و یک :

وقتی به تالار می‌رسند، چراغ‌های درخشان ورودی با گل‌های رنگارنگ تزئین شده‌اند. مهمانان با لباس‌های شیک و پر زرق و برق در حال ورود هستند و صدای خنده و شادمانی در فضا پیچیده است. همه چیز به طرز غیرقابل توصیفی زیبا به نظر می‌رسد، اما هیچ چیز نمی‌تواند آن حس عجیبی را که در دل ملیسا است، از بین ببرد.
زهرا دست ملیسا را می‌گیرد و می‌گوید: « خب؟ می‌بینی؟ گفتم امشب قراره خوش بگذره!»
مل

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۳ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵۶۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • فاطمه زهرا

    1

    اخیی بمیرمم🥹🌚😭

    ۲ سال پیش
کپی شد!