رمان زاموفیلیا (جلد دوم مانکن نابودگر) | نسخه آفلاین به قلم مریم بهاور84
داستان مانکن نابودگر پس از پنج سال ادامه یافته و در پس پردهای از حقایق وجود شاهین ارجمند، نابودگری درحال انهدام است. وند و ریشه ویرانی هماکنون محو گشته و سیاهی گلبرگ درخشان نابودگر را نمیتوان دید. خسوف گل نابودگر به اختتام خود رسیده و زیبایی گلبرگهای روشن او با قدرت نمایان شده. باید دید سرانجام، کدامین شکاف از ابلق گل نابودگر غالب خواهد گشت؟ درخشش و ستردگی گلبرگ گل؟ و یا نقاب شبگون و تاریک نابودگر بر او؟
ژانر : پلیسی، عاشقانه، رازآلود، هیجانی، جنایی
تخمین مدت زمان مطالعه : ۱۶ ساعت و ۴۲ دقیقه ۴۵ ثانیه
ژانر : #جنایی #عاشقانه #پلیسی #رازآلود #هیجانی
خلاصه :
داستان مانکن نابودگر پس از پنج سال ادامه یافته و در پس پردهای از حقایق وجود شاهین ارجمند، نابودگری درحال انهدام است. وند و ریشه ویرانی هماکنون محو گشته و سیاهی گلبرگ درخشان نابودگر را نمیتوان دید. خسوف گل نابودگر به اختتام خود رسیده و زیبایی گلبرگهای روشن او با قدرت نمایان شده. باید دید سرانجام، کدامین شکاف از ابلق گل نابودگر غالب خواهد گشت؟ درخشش و ستردگی گلبرگ گل؟ و یا نقاب شبگون و تاریک نابودگر بر او؟
هیچگونه محدودیت سنی دراین جلد وجود ندارد!
نقلقولی از نویسنده:
قطعا کسانی که این فایل و باز کردن همون افرادی هستن که به دلیل علاقهاشون به موضوعات رازآلود و کلیدی، جلد یکم مانکن نابودگر یعنی اولین رمان بنده رو مطالعه کردن.
جا داره تبریکی به این افراد بگم؛ بعضیاشون تونستن مرحله تبدیل شدن به یه نامتظاهر رو با موفقیت پشت سر بزارن!
افرادی که در چرتکه زندگی نابودگری مثل سام نقش مهرهی نجات رو دارا هستن. هرچند با وجود خوندن رمان بعضی از افراد نتونستن نکته کلیدی رمان رو پیدا کنن و حتی قبل از خوندن جلد دوم رمان بیپروا به قضاوت کردن ادامه دادن.
شما از ابتدای جلد یکم سام رو قضاوت کردید. علیرغم این موضوع که هیچ شناختی از اون نداشتید و این رمان دقیقا بر همین مبنا نوشته شده.
شما از ابتدا متظاهری بودید که با مطالعه سرگذشت زندگی نابودگر انگل تظاهر رو از روحتون روندید. شما بیمورد قضاوت نمیکنید.
بیمورد تصمیم نمیگیرید. شما رخشائی هستید که مطلقاً به دنبال حقیقت زندگی یک نابودگره! شما... ناجی هستید.
پیش از مطالعه:
در نگاه اول ممکنه جلد یکم نابودگر برای خوانندگان رمان با حوادثی عجیب و تا حدودی اغراقآمیز همراه باشه. اما به آرومی و با گذشت اندکی زمان از مطالعه متوجه میشید برای فردی مثل سام نابودگر واژهی اغراق توهینآمیز و به دوره.
قضاوت همچین آغازی داره؛ و شما تا پایان روند این مسئله بهش پی نخواهید برد. امیدوارم از نوشته هدفمند بنده لذت کافی رو برده باشید. با توجه به این موضوع که مجموعه دو جلد رمان مانکن نابودگر و زاموفیلیا هرگز رمان معمولیای نیست و تا سالیان دراز به عنوان رمانی بینظیر در خاطر خوانندگانش رد عمیقی به جا خواهد گذاشت.
فصل اول:
تنها یک شلیک برای انفجار کافیست.
دوشنبه نوزده خرداد ماه سال:
" 1410 خورشیدی "
خسته آفتابگیر کلاه رو لمس کردم و از سرم بیرون کشیدم.
در کشویی آسانسور به آرومی باز شد.
قدم از قدم برداشتم.
دکمه آخرین طبقه رو فشردم.
در بسته شد.
به آرومی سر افتادهام رو بالا آوردم.
آئینه آسانسور چیو بهم نشون میداد؟
موهای خرمایی و ژولیدهای که فریاد میزدن چندوقته شونه نشدن.
گره ابروهای مردی شلخته.
یقههای نامرتب کت چرمی تو تنش.
چشمای خمار و بیروح کسی که پنج ساله بلاتکلیف مونده.
ساک رنگ و رو رفتهای که تو دستام زار میزد و اما در آخر... .
منی که دوباره با سر افکندگی برگشتم و نمیدونم چطور تو چشمای منتظر دختری نگاه کنم که شاید به خاطر تصمیم منه داره پرپر میشه.
در باز شد.
نفسی عمیقا پراسترس کشیدم.
کلید رو تو قفل در چرخوندم و با هلی بازش کردم.
باز هم فضای مسکوت و سنگین آپارتمانی که گوشهگوشهاش از عطر و بوی سام رنگینه.
نکته اینجاست که این مرد پنج ساله نیست.
و دختری که عاشقش بود داره با بوی عطر اون زندگی میکنه.
پاهای بیجونم رو تکون دادم و وارد شدم.
در رو پشتم بستم. به آشپزخونه که رسیدم قامت مهسا از پشت در حالی که داشت از آشپزخونه خارج میشد باعث شد از حرکت بایستم. دستی به تیشرت آستینبلند یاسیرنگ توی تنش کشید و موهای دم موشیش رو مرتب کرد.
ظاهرأ هنوز متوجه اومدن من نشده بود.
برگشت بره که لحظهای با دیدن من خشکش زد.
دیدن دوباره چهرهاش شاید بعد مدتی که نبودم تنها محرک واسه لبخند آسودهی رو لبم بود.
لبخند ملیحی به لب نشوند و بهم خیره شد.
قدم برداشتم سمتش.
خیره بهم لب زد:
- بالأخره اومدی؟
ایستادم مقابلش. سکوت کردم. نگاهم بیانگر همهچیزه!
نگاه دلواپسش رو تکتک اجزای بدنم دودو میزد:
- نگرانت بودم دیوونه؛ نه زنگی نه خبری هیچی.
دستمو بلند کردم و طرهموی سمج افتاده کنار گوششو فرستادم پشت.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irزمزمه کردم:
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir- ببخش عزیزم؛ میدونی که چقدر درگیر تیم جستوجوام تا من نباشم کاری از پیش نمیبرن.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irمهسا با همون چهره نگران سری تکون داد و به تقلید بازهم لبخند زد.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irتو این شرایط لبخند زدن کمترین کاریه که میتونیم واسه دلداری دادن بهم بکنیم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir- نزار هزارجور فکر و خیال تو سرم بره بیاد که ممکنه عاقبت منم عین رخشای بیچاره شه!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir- نه گل من؛ واسه پیدا کردن اون من باید باشم مهسا. برام مهم نیست میگن مرده. هیچ اهمیتی نداره تا پیداش نکنم تیم، استراحت و باید تو خواب ببینن.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irدست بلند کرد و دستم رو که یه طرف صورتش بود لمس کرد.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irآره؛ من عاشق مهسا شدم و این حس دوطرفهاس!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irاز کی؟ میدونم از همون موقعی که باهاش همکلام شدم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irتقریبا یک سال و نیمه که بهش اعتراف کردم و اون با کلی اذیت متقابلا حس خودش رو گفت.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irحالا ما نامزدیم و قراره وقتی این وضعیت تموم شد اقدام کنیم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irاما دلم اصلا رضا نیست.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irمن و سام وقتی فقط نوزده سالمون بود قول دادیم تو مراسم همدیگه ساقدوش هم بشیم و اما... الان سامی وجود نداره.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irسام باید پیداش بشه. تا قبل پیدا شدنش من به هیچ وجه ازدواج نمیکنم. نمیتونم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irحتی مهسام راضی نیست.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irبه خاطر رخشا... به خاطر من.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irبه خاطر مامانش که مردهی متحرکی بیش نیست؛ باید پیداش کنم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irاون نمرده. چه دلیلی داره جسدش پیدا نشه؟
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irبه هرحال... این تصمیمیه که ما برای زندگیمون گرفتیم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irاگه پیدا نشد بدبختی خودم و به خاطر عدم وجود سام میدونم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir- رخشا چطوره؟
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irمهسا اطمینانوار پلک بست:
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir- حالش بهتره؛ داره کنار میاد.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir- خداروشکر. گوشهای از نگرانیام رخشاست.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irرینگتون موبایلم به صدا در اومد.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irاز جیب بیرون کشیدم. اتصال و برقرار کردم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir- بگو محمد!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir- آرمان کجایی؟
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir- خونهام چطور؟
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir- میشه بری دانشگاه دنبال آوا؟ عمل دارم طول میکشه.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir- کی مرخص میشه؟
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir- ساعت هشت مرخصه جبران میکنم رفیق.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir- برو به عملت برسی.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irقطع کردم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir***
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irآوا با سینی محتویات فنجونهای قهوه رسید.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irقهوهها رو گذاشت و نشست.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irمحمد نفسی گرفت:
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir- جمعه شب همین هفته میرم دیدن فرید. بعد فوت آقا فربد خیلی منزوی شده. از یه طرفم که قضیه سام داره دیوونش میکنه.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irلب زدم:
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir- باهات میام.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irمردد پرسیدم:
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir- سعید کجاست؟
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir-حالش چندان تعریفی نیست. بعید میدونم از خونه بیاد بیرون.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir- داره نابود میکنه خودشو.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir- بهش حق میدم. سعیدم تحت فشاره.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irآیفون به صدا در اومد.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irمهسا ایستاد:
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir- من باز میکنم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irو رفت.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irدستی به موهام کشیدم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irمحمد رو کرد بهم:
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir- رخشا چطوره؟
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir- داره باهاش کنار میاد؛ حس میکنم مرگ سام و پذیرفته. ولی هنوزم داره با خاطراتش زندگی میکنه.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irآوا:
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir- دلم براش کبابه. مشخصه حال درستی نداره با این حال داره وانمود میکنه همه چی مرتبه.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irچندی نگذشت که مهسا با البرز مشغول صحبت نزدیک شدن.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irالبرز سلامی داد.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir- خوبی آرمان؟
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir- میبینی که عالیم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irخندید:
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir- اوکی گرفتم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irنشست کنار محمد.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irدست دادن.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir- پیدات نیست آقای دکتر.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir- وضعیت بخش به هم ریخته. مجبورم اضافه وایسم. اومدی دنبال رخشا؟
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir- آره امروز دادگاه داریم. آخرین جلسهاس.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir- موفق باشین.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irدستی به شونم زد.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irبا دیدن رخشا تو اون کت رسمی حاضر و آماده با کیف تو دستش از جام بلند شدم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irقیافه بیروحش قلب و میشکست.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir- سلام؛ آمادهام میتونیم بریم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irنگاه همه بیاستثنا روی اون بود. سه ساله که به عنوان یه وکیل تو یه شرکت حقوقی کار میکنه.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irشرکتی که البرز دادستانی پروندههاشو به عهده داره.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irیه دادستان موفق. کمترین کسی پیدا میشه که اسم دادستان البرز وثوقی به گوشش نخورده باشه.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irهوش و ذکاوت اون من رو یاد سام میندازه.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irرخشا به عنوان یه همکار کنار اونه و هنوز تو مرحله آموزشه.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irگرچه تا سه سال پیش به زور من و مهسا رفت سرکار.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irاگرنه هرروز رو مثل اون اوایل نبودِ سام تو اتاقش و روی تخت اون سپری میکرد.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irالبرز دستی به شونه من و محمد زد:
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir- میبینمتون!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irرخشا نگاه بیروحش و از ما گرفت و راه افتاد بره.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irتوجهی به چهره غمگین مهسا و آوا نشون نداد.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irخیلی وقته که یه دختر عمیقا بیاحساس شده.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irوقتی مهسا بغلش میکنه هیچ عکسالعملی نداره.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irفقط کار میکنه و کار میکنه و کار!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irبه غیر از اونم حتی لحظهای از اتاق سام بیرون نمیاد.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irقلبش شکسته و این از سکوت عمیق و اون چشمای خستهاش پیداست. البرز با خداحافظی از دخترا پشت اون به راه افتاد.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irشاید این بهترین شرایط تو پنج سال اخیره.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irسمانه و نگین هنوز گهگاهی سر میزنن.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irهمهچیز بههم ریخته اما در مقایسه با قبل این وضعیت عالیه.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irبه دلایلی امید دارم که البرز بتونه رخشا رو از خلاّیی که تو قلبش به وجود اومده خلاص کنه.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irالبرز رخشا رو دوست داره. اما رخشا ازش خواسته اجازه نده روابط دوستانشون پیشرفت کنه.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irاگرنه مجبور به قطعش میشه.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irالبرزم از رخشا خواسته تا اجازه بده مثل یه دوست کنارش بمونه.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irروابط اونا بعد این قضیه بهتر شده.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irگویا البرز سر حرفش هست ولی من از این وضعیت راضی نیستم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irکاش رخشا فکر سام و از سرش بیرون کنه و به البرز فرصتی بده.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irحداقل واسه نجات خودش از این منجلاب عاشقی واسه کسی که احتمال مرگش از پنجاه درصد بیشتره.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irواسه سامی که برای اولین و آخرینبار تونست عاشق رخشا بشه.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irاما انگار خدا سام و نفرین کرد.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irو منم خیلی بیرحمم که دارم دختری که عاشقش بود و تشویق میکنم با یکی دیگه قرار بزاره.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irولی اگه حتی یه درصد احتمال داره که سام زنده نباشه مطمئنم اینو واسه رخشا میخواد.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irچرا که سام بهتر میدونه سر کردن با خاطرات یه مُرده عین گردابیه که وقتی بپری توش گم میشی و ذرهذره تیکه میشی.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir***
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irرخشا#
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irصدای وزوز بقیه از پشت ردیف شاهدای جلسه.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irتوضیح کوبنده و هدفمند وکیل جبهه مخالف. تیک تیک کلیدهای لپتاپی که ضبط کننده داشت صحبتها رو توش ثبت میکرد؛
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irرد و بدل شدن ورقههای تو دست قاضی... .
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irهمه و همه داشت به اعصابم چنگ مینداخت و پیشزمینهای میشد تا کنترل خودمو از دست بدم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irلحظهای قاضی دستشو محکم کوبید رو میز دراز و بلندی که دستیارانش نشسته بودن پشتش:
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir- لطفأ سکوت و رعایت کنید.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irسکوت خفهکنندهای حاکم شد.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irسرسام گرفته پلک باز کردم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irقاضی عینک تهاستکانی رو بینیشو تکونی داد و چشم دوخت به وکیل مدافع جبهه مخالف:
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir- جناب وکیل توضیحات دیگهای خدمتتون نیست؟
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir- وکیل قدمی به جلو برداشت:
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir- اگه اجازه بدید صحبتهامو تو جمعبندی کوتاهی خلاصه کنم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir- بفرمایید؟
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irوکیل مدافع برگشت طرف من
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irپشت میزی که پلاک اسم "جایگاه وکیل مدافع" روش حک بود.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir- اظهارات بنده بدون استدلال نیست. همونطور که میبینید افرادی که در تاریخ روز حادثه تو مدرسه حضور داشتن مدعی شدن موکل من ساعت وقوع حادثه تو دفتر مدیر مشغول بوده خانم وکیل؛ مدارکی مبنی بر تجاوز جنسی موکل من به شاکی در دسترس دارید؟
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irسکوت عمیقی حاکی از سوال و کنجکاوی مشهود تو صورت تکتکشون حاکم شد.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irنگاهی به چهره البرز اونطرف دادگاه پشت میز دادستان انداختم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irچهره اطمینانبخشش مطمئنم کرد.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irنفسی عمیق کشیدم و چشم دوختم به وکیل جبهه مخالف.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irشاید کت اتوکشیده و موهای مرتبش گمراهکننده باشه؛ اما نه برای منی که سه ساله دارم قیافه دروغگوی یکایک این وکلا رو میبینم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irبیتوجه به حیلهگری توی سوال وکیل، رو کردم به جناب قاضی.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irعینکمو رو چشم جابهجا کردم و ورقههامو از رو میز چنگ زدم:
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir- جناب قاضی؛ اگر که اجازه بفرمائید بنده یه شاهد عینی محضور در سالن دادگاه دارم. از ایشون دعوت کنم وارد بشن.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irقاضی چشم از من گرفت و نگاه جدیشو داد به وکیل:
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir- حضور شاهد عینی خانم وکیل رو میپذیرید؟
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irوکیل رو کرد به من. با مکث کوتاهی لب زد:
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir- شاهد و میپذیرم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irدرهای بزرگ سالن دادگاه باز شد. چندی نگذشت که خانم فریبا وارد شدن.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irبه وضوح عرق سرد روی پیشونی اون مردک متجاوزو دیدم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irلحظهای به من چشم دوخت.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irپوزخندی زدم. خانم فریبا نسبتأ با گامهایی تند نزدیک شد و با همون کتشلوار زنونه طوسیرنگش پشت میز شاهد جبهه من جا گرفت.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irدرها بسته شد.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irپچپچها بالا گرفت. قاضی مجدد با مشتی که روی میزش کوبید جمعیت حاضر در دادگاه رو ساکت کرد.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irنگاه جسور و پیروزمندانهامو از روی وکیل و موکلش برداشتم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir- شاهد عینی من ایشون هستن. همسر سابق متهم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irوکیل مدافع با همون چشمای بهتزده ایستاد و بلند گفت:
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir- اعتراض دارم. حضور شاهد و رد میکنم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irقاضی اخم در هم کشید:
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir- شما از قبل حضور شاهد و پذیرفتید. بنشینید و سکوت کنید.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irایستادم و قدم از قدم برداشتم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir- جناب قاضی اگر که تائید کنید بنده سوالاتی رو در محضر شما از شاهد بپرسم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irقاضی:
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir- بسیارخب؛ ابتدا باید قوائد سوگند شهادت و به جا بیارن.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irدستیار قاضی جعبه کتاب قرآن و از تو قفسهها برداشت و نزدیک شد.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irجلوی خانم فریبا ایستاد و در جعبه رو باز کرد.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irلوح توی دستشو داد به خانم فریبا.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irخانم فریبا دست راستشو روی سطح قرآن قرار داد و لوح سوگند و باز کرد. با صدایی رسا و همهگیر شروع کرد به خوندن.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irاهمیتی به نگاه برزخی متهم گستاخ ندادم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irچشمای ترسیده و فک منقبضش؛
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irاون لباس رسمی و شکم قلمبهاش آدم و فریب میداد تا با خودش فکر کنه ارتکاب جرمی نداشته اما... .
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irپنج سال از زمانی میگذره که یه شخص بهم یاد داد فریب پوسته دروغین متظاهرا رو نخورم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irبا تموم شدن متن سوگند خانم فریبا لوح و بست و دستشو پس کشید.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irقاضی رو کرد به من:
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir- سوالاتتون میتونه تنها مختص به دعوی کیفری دادگاه و در چارچوب قوانین مطرح باشه!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irرو کردم به موکل هفده سالهام و چشمای به اشک نشسته مادر و برادرش. لبای خشکیده و چشمای بیروح و سردش نشون میداد قلبش شکسته.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irنشون میداد خرد شده و روحشو از دست داده.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irکم و بیش همدردش بودم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irاز پشت میزم خارج شدم و روبهروی خانم فریبا ایستادم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir- خانم قاضی با اجازتون سوالات و شروع میکنم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irقاضی سری تکون داد.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir- اول از همه بابت حضورتون به منظر شهادت تشکر میکنم. آماده اید؟
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir- بفرمایید خانم وکیل.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir- بسیار خب. شما همسر سابق متهم هستید که حدودا دوساله از ایشون جدا شدید. تائید میکنید؟
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir- بله!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir- میتونم بپرسم دلیل جداییتون از متهم چیه؟ میدونید که میتونید به این سوال پاسخ ندید.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir- از همسر من... دوبار شکایت شده بود. از طرف دوتا از کارکنام.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir- میتونید علتشو توضیح بدید؟
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir- من دو کارمند هجده و بیست و سه ساله استخدام داشتم. جفتشون مدعی بودن که شوهرم موقع کار قصد دست درازی بهشون رو داشته. شنیدم اونا رو تهدید کرده که اگه بقیه رو در جریان بزارن اونا رو اخراج میکنه.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irمجدد پرسیدم:
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir- میتونم بپرسم چه مدت از اون زمان میگذره؟
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir- تقریبا سه سال و چند ماه.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir- دو کارمند شما تا به حال به صورت قانونی از ایشون شکایت کردن؟
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irبا مکثی کوتاه لب زد:
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir- فقط چند روز بعد اون قضیه شکایت کردن. متوجه شدم که همسرم با پول خانوادههاشون رو ساکت کرده.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irپوزخندی رو لبام نقش بست.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irپنج ساله که حرفای اون رو راجع به متظاهرا شنیدم و تو این مدت با تمام وجود به حرفاش رسیدم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irهمه تظاهر میکنن. همه دروغ میگن. همه منفعتطلبن.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irاینجا همه خطاکارن!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irهیچکس محض رضای خدا کاری نمیکنه.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irاون میخواست من متوجه نشم. میخواست من همینطوری ناآگاه بمونم و در عوض از روحیم محافظت کنه.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irحق با مهسا بود... اون هیچوقت نمیتونست هم از خودش و من و هم از مردم محافظت کنه. تو این قضیه یکی قربانی شد. و گویا قربانی خودش بود.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irمتوجه نشدم کی حلقه اشک تو چشمام نقش بست.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irسریع نفس عمیقی گرفتم و ادامه دادم:
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir- مدرک یا شاهد دومی بر این قضیه وجود داره؟ همونطور که متوجهید این جلسه آخر دادگاه ماست.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irلبخندی زد و چشم دوخت به نگاه کثیف متهم:
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir- از اونجایی که درخواست طلاق دادم و چندینبار توسط خودش رد شد راغب شدم مدرکی بر درخواست طلاق جور کنم. هرچند در آخر نیازی به این فایل نشد و تونستم طلاقمو ازش بگیرم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irاز تو کیف کنار دستش یه نایلون حاوی فلشی فلزی و کوچیک بیرون آورد و روی میز مقابل من قرار داد.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir- فایل و میتونید گوش کنید. مدرکیه که بیشتر از دوساله تو کمدم خاک میخورد. فکر کردم استفادهای نمیشه ازش.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irلبخندی زدم و رو کردم به قاضی:
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir- جناب قاضی؛ اجازه میفرمایید فایل و به عنوان مدرک دعوی گوش کنیم؟
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irقاضی خودکار و انداخت رو ورق و انگشتاشو رو میز گره زد:
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir- مدرک همیشه مفیده. میتونید پخشش کنید.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irفلش و دستیار قاضی گرفت و وصلش کرد به اسپیکر اطراف سالن دادگاه.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irبلافاصله صدای عصبی متهم پیچید:
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir- یه جوری خودت ساکتش کن وقت ندارم بیام گندکاری یه توله رو جمع کنم... کاری که گفتم و انجام بده اینا تشنه پولن با چندتا چک در دهنشونو ببند. نمیتونم بزارم جلو مردم سکه یه پولم کنه...
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irکاش اجازه داده بود نک انگشتم بخوره بهش که حالا داره برام ادا ت*نگا رو در میاره! تولهسگ مگه میذاشت... .
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irدستیار قاضی فلش و خارج کرد.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irپوزخندی زدم. مخاطب به قاضی رسا و بلند ادامه دادم:
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir- در حال حاضر دو مورد از شرایط اجرای حکم مورد نظر برای متهم وجود داره. حضور یه شاهد عینی با حضور ذهن به مسئله و اعتراف غیرمستقیم متهم. حالا مونده دعوی شما جناب قاضی. همین بود.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irنشستم. نگاه تحسینبرانگیز البرز روم بود و اما انگیزهای برای جواب دادن بهش نداشتم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irبههرحال من اینکارا رو به خاطر خودم میکنم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irحداقل دنبال یه بهانهایم که بتونه ذهنمو از اتفاقی که افتاده پرت کنه. از مرگ اونی که قولشو شکوند.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irقاضی مدتی رو سکوت داد.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irرو کردم به تینا. انزوا رو میشد تو تکتک اجزای چهرش دید.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irزمزمه کردم:
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir- قوی باش! این قیافهی یه شاکی طلبکار نیست.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irنگاه بلاتکلیفش به آرومی سر خورد سمت من.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irچقدر بیرحم شدم که دارم حرفایی که پنج سال پیش بهم تحویل دادن به این دختر بیچاره تحویل میدم و تازه حق و به جانب خودم دادم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irبا اینکه متوجهم خواستهای که ازش دارم شدنی نیست.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irقاضی بالاخره به حرف اومد:
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir- پرونده نیاز به مشارکت هیأت منصفه داره. تا پایان روز نتیجه دعوی اعلام میشه.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irچکش چوبی براق عدالت و کوبید تو جاش:
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir- تا موعد اعلام نتیجه، پایان جلسه رو اعلام میکنم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irهمه به احترام قاضی بلند شدیم و ایستادیم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir***
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irالبرز درو برام باز کرد. زیرلبی تشکری کوتاه کردم و نشستم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irاومد نشست و روند سمت خونه.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irباید بوشو نفس بکشم. خیلی وقته تو دادگاه منتظرم. ولی الان به یه خواب عمیق تو تختش نیاز دارم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irبیهیچ حرفی روند و من بیتوجه به اطراف و هوای مزخرف آلوده تهران سرمو تکیه دادم به پشتی گردن و پلک بستم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irکمد و باز کردم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irپنج سال از زمانی که این کمد شده کمد مشترک وسایل من و سام میگذره.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irکتمو در آوردم و یه بلوز پاییزه از تو کمد بیرون کشیدم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irاومدم کمد و ببندم... که یه لحظه تکه شاخهای گوشه کمد تو لیوان استوانهای نظرمو جلب کردم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irزل زدم بهش. این شاخه رو من از یه درخت برداشتم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irدردمند دست بردم و اون رو چنگ زدم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irفقط با حس لمس کردنش موجی عظیم از دلتنگیای طاقتفرسا قلبم رو تیربارون کرد.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irصورتم خیس شد و حتی سعی نکردم جلوش رو بگیرم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irاین شاخه از درخت خونهایه که من و سام دوهفته کامل رو توش باهم گذروندیم و بهترین خاطرههای زندگیم اونجا رقم خورد.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irخاطرههایی که فقط دو روز بعدش واسم لذتبخش بود و حالا تبدیل شده به زجرآورترینشون.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irبه آرومی روی تختش جا گرفتم. سرمو فرو کردم تو بالش.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irاون دکمه ریز و میون انگشتام فشردم و با تمام وجود بوی بالش و کشیدم تو ریه.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irخیلی وقته دیگه از بوی مطلوب موهای سام عاری شده.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irاما باز عطرش و دارم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir" نمیبخشمش... قلبم و شکسته. "
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irبا اینکه این جمله رو همیشه رو زبونم دارم اما... .
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irاگه ثانیهای روح سام در عذابه من زجر میکشم. پس قلبا بخشیدمش. اما دلیل نداره چون بخشیدمش فکرش و از سرم بیرون کنم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irخیلی وقته آلودش شدم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irبا وجود تجربه کنار سام بودن و اون رو داشتن چطور میتونم به یکی دیگه راضی بشم؟ امکان نداره؛ اون مرد اولی و آخریش بود.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irپس یه تصمیم گرفتم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irتا زمانی که بمیرم با وجود خیالی اون زندگی میکنم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irو بلاخره وقتی زندگیم تموم شد میتونم ببینمش.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irیه همچین زندگیای غمانگیزه!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irولی تا زمانی که خاطراتش و دارم حاضرم هرچقدر طول بکشه باهاش زندگی کنم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irحتی خاطراتشم لذتبخشه. یه لذت زجرآور از حس بودنش در حین اینکه هرلحظه صدایی از قلبم میگه اون واقعا کنارت نیست.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irاون وجود نداره. اون رفته!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irاون... مرده.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir***
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irیاشار ازم جدا شد.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irلبخند گرمی لبای البرز و در بر گرفت.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irزمزمه کرد:
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir- حکم قاضی به نفع خودمون تموم شده. تو سه سال تونستی انقدر پیشرفت کنی! الحق که شاگرد خودمی.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irلبخند بیجونی زدم:
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir- لطف تو بود.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irیاشار لپمو کشید و موهامو به هم ریخت:
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir- ببین چهقدر بزرگ شده خانم وکیل!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irمحمد با خنده گفت:
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir- خواهره واسه خودش حقوقدان شده. برادره هنوز درگیر درسشه!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irیاشار کوبید تو شونه محمد:
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir- خوشمزه بازی در نیار. حرفه من نیازمند درس خوندن بیشتریه.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irمحمد خندید:
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir- اوکی مهندس.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irآوا اومد سمتم:
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir- وقت قرصاته خانوم وکیل.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irسری تکون دادم. لیوان و ازش گرفتم و قرصو انداختم دهنم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irآسمم از یه ساله پیش بهتر شده. ولی هنوز گاهی تو خواب اذیتم میکنه.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir***
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irچهارشنبه دوازده شهریور ماه سال:
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir" 0141 خورشیدی "
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irسام#
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irپلک باز کردم و فضای مسکوت اتاق؛ عقربههای ساعت بیانگر سه و سیزده دقیقه بامداده. خدایا... ممنونتم!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irبا یه حرکت خودمو از تخت کندم و سراسیمه دویدم طرف تراس.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irدر شیشهای رو باز کردم و خودمو انداختم داخلش.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irبدون اینکه رغبتی به بستن در داشته باشم؛
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irچنگی به پرتره تمیزی که سه ماهه از قبل آماده کردم زدم و با دستایی که حتی دلیل لرزششو نمیدونم اون رو روی سهپایه قرار دادم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irکبریت و قاپیدم و شمع معطر روی میز کنار پرتره رو روشن کردم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irظرف زغال و با سرعتی سرسامآور برداشتم و نشستم رو صندلی جلوی پرتره.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irخدا... نذار تا کارم تموم میشه تصویرش از ذهنم بره.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irنباید بره... .
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irآب دهنمو به سختی قورت دادم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irدستام میلرزه. قفسه سینم درد میکنه.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irولی نمیتونم فرصتی که خدا بهم داده رو بعد دو سال پس بزنم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irذغال و گرفتم میون انگشتام.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irفضای تاریک تراس، نور مستقیم ماه کامل تو دریچه آسمون... .
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irستارههایی که تو فضای کوهستانی چشمک میزدن و نسیم ملایم تابستونی؛ هیچکدوم مهم نیست.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irچون من تصویر دیگهای رو دارم میبینم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irتندتند قبل از اینکه از ذهنم پاک شه واسه شروع از چشماش کشیدم. تیلههای براق مشکی و خندونی که بهم خیره بود.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irبالاخره... .
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irبعد دوسال دوباره خوابشو دیدم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irبعد اون همه دعا انگار خدا دستشو به طرفم دراز کرده.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irو بلاخره دوباره تصویرش جلو چشمامه.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irتصویری که هرشب از هشت ماه و نیمی که شهاب گفت تو کما بودم تو حلقه دیدم بود.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irدرد داشت... ولی قابل تحمله... .
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irبا تموم شدن اون چشما دستم رفت واسه کشیدن موهای لخت و بلندش!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irاهمیتی نداره اگر این تصویر یه آدم واقعی و زنده نباشه.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irمهم اینه زمانی که حتی چهره خودمم هنوز ندیده بودم این تصویر هرشب جلوی چشمام بود.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irاومدم پایینتر و از تاپ حلقهآستین سفیدرنگ توی تنش کشیدم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irرسیدم به بازوهای برهنهاش... انگشتای دستش.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irابروهای حالت کمانی شکستدارش... لبای خندونش و بینیش... .
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irکشیدم و کشیدم؛ هربار که یه خط از زغال توی دستم رو سطح پرتره میافته هراسی توی وجودم جولان میده.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irاینکه مبادا قبل تموم شدن تصویرش بره. تصویر این دختر بره و نتونم دیگه تو خواب ببینمش.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irعلاقه مضاعف و کاذب من به این تصویر گاهی باعث میشه فکر کنم چه کودنیام.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irعین پسربچههای دبیرستانی که با عکس دوستدخترشون زندگی میکنن... به همون اندازه احمق و چندشآور!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irولی مگه دست من و اراده منه؟
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irنفهمیدم چی شد یا چطور شد اما...
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irبا تموم شدن فضای پشت سرش زغال ریز میون انگشتام سر خورد و افتاد.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irدستم همونجا خشک شده بود.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irطرهموی افتاده تو پیشونیم و باد برد و متوجه خیسی روی گونم شدم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irبا تعجب انگشت گذاشتم رو گونم و به دستم خیره شدم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irاینا کی ریختن؟ چرا ریختن؟
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irمن که دردی حس نمیکنم!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irآب بینیم و بالا کشیدم و به تصویر کاملش خیره شدم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irبالاخره... کشیدمش!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irاین چهره معصوم و خاصی که هربار میبینمش حس میکنم خلأ میشه. یه خلأ تاریک تو قلبم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irبیاراده انگشتم رفت طرف چهرش.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irچشماشو لمس کردم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irقلبم باز شروع کرد به دیوونهبازی. چرا با دیدن این تصویر این بلا سرم میاد؟
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irتو کی هستی لعنتی؟ چه ربطی به من داری؟
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irدر اتاق کوبیده شد و بلافاصله صدای شهاب:
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir- دارم میام تو!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irدر باز شد. بیاراده با یه سردرگمی خاصی تو حرکات غیرارادیم پرتره دختر و از سهپایه برداشتم و تصویرشو رو به دیوار تکیه دادم تا شهاب نبینتش. یه لحظه متوجه اطراف شدم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irهوا روشن شده! چطور تا الان متوجه نشدم؟
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irشهاب دست به سینه و با خنده نزدیک شد.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irدستمو کشیدم به صورتم و اشکامو پاک کردم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irیه ذره غرور داشتم جلو این مرتیکه اونم دود شد رفت.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irبا همون لبخند پررنگ رو صورتش روبهروم تو اتاق ایستاد و نگاهی به پرتره برعکس انداخت:
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir- خیلیخب قایمش کن؛ من که میدونم چرا ازم خواستی سیاهقلم بهت یاد بدم. تصویر همون دختر رویاهات.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irاخم کردم:
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir- نباید میون در زدن و وارد شدنت یه وقفه ایجاد کنی؟
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir- فکر کردم خوابی. به هرحال... اومدم بگم دارم میرم تهران دنبال شبنم. تا وقتی میام خونه همینجا میمونی سام. کسی نبینتت.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irنگاهی به قیافهاش انداختم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irشهاب! کسی که به گفته خودش پنج سال پیش منو حین خونریزی زیر یه صخره پیدا کرد و وقتی متوجه شد من کیم تصمیم گرفت مخفیم کنه.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irچشمای تیره درشت.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irلبای نازک و پوستی سفید. موهای مجعد شکلاتیرنگ و هیکلی درشت هم قد من. تو این پنج سال متوجه شدم هرکی از هرجا بیاد پیداش بشه منو میشناسه.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irو فقط منم که از خودم خاطرهای ندارم. فقط منم که باید راجع به هویتم از یه شخص غریبه سوال کنم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irلب زدم:
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir- انتظار داری بشینم خونه چیکار کنم؟
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir- انتظار دارم یه بارم که شده لجبازی و بزاری کنار و از خونه بیرون نری.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irرومو ازش گرفتم:
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir- نمیتونم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir- سام!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir- گفتم نمیتونم. فقط... حس میکنم نمیتونم یهجا بشینم و کاری نکنم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir