داستان مانکن نابودگر پس از پنج سال ادامه یافته و در پس پرده‌ای از حقایق وجود شاهین ارجمند، نابودگری درحال انهدام است. وند و ریشه ویرانی هم‌اکنون محو گشته و سیاهی گلبرگ درخشان نابودگر را نمی‌توان دید. خسوف گل نابودگر به اختتام خود رسیده و زیبایی گلبرگ‌های روشن او با قدرت نمایان شده. باید دید سرانجام، کدامین شکاف از ابلق گل نابودگر غالب خواهد گشت؟ درخشش و ستردگی گلبرگ گل؟ و یا نقاب شبگون و تاریک نابودگر بر او؟

ژانر : پلیسی، عاشقانه، رازآلود، هیجانی، جنایی

تخمین مدت زمان مطالعه : ۱۶ ساعت و ۴۲ دقیقه ۴۵ ثانیه

نویسنده : مریم بهاور84

ژانر : #جنایی #عاشقانه #پلیسی #رازآلود #هیجانی

خلاصه :

داستان مانکن نابودگر پس از پنج سال ادامه یافته و در پس پرده‌ای از حقایق وجود شاهین ارجمند، نابودگری درحال انهدام است. وند و ریشه ویرانی هم‌اکنون محو گشته و سیاهی گلبرگ درخشان نابودگر را نمی‌توان دید. خسوف گل نابودگر به اختتام خود رسیده و زیبایی گلبرگ‌های روشن او با قدرت نمایان شده. باید دید سرانجام، کدامین شکاف از ابلق گل نابودگر غالب خواهد گشت؟ درخشش و ستردگی گلبرگ گل؟ و یا نقاب شبگون و تاریک نابودگر بر او؟

هیچ‌گونه محدودیت سنی دراین جلد وجود ندارد!

نقل‌قولی از نویسنده:

قطعا کسانی که این فایل و باز کردن همون افرادی هستن که به دلیل علاقه‌اشون به موضوعات رازآلود و کلیدی، جلد یکم مانکن نابودگر یعنی اولین رمان بنده رو مطالعه کردن.

جا داره تبریکی به این افراد بگم؛ بعضیاشون تونستن مرحله تبدیل شدن به یه نامتظاهر رو با موفقیت پشت سر بزارن!

افرادی که در چرتکه زندگی نابودگری مثل سام نقش مهره‌ی نجات رو دارا هستن. هرچند با وجود خوندن رمان بعضی از افراد نتونستن نکته کلیدی رمان رو پیدا کنن و حتی قبل از خوندن جلد دوم رمان بی‌پروا به قضاوت کردن ادامه دادن.

شما از ابتدای جلد یکم سام رو قضاوت کردید. علی‌رغم این موضوع که هیچ شناختی از اون نداشتید و این رمان دقیقا بر همین مبنا نوشته شده.

شما از ابتدا متظاهری بودید که با مطالعه سرگذشت زندگی نابودگر انگل تظاهر رو از روحتون روندید. شما بی‌مورد قضاوت نمی‌کنید.

بی‌مورد تصمیم نمی‌گیرید. شما رخشائی هستید که مطلقاً به دنبال حقیقت زندگی یک نابودگره! شما... ناجی هستید.

پیش از مطالعه:

در نگاه اول ممکنه جلد یکم نابودگر برای خوانندگان رمان با حوادثی عجیب و تا حدودی اغراق‌آمیز همراه باشه. اما به آرومی و با گذشت اندکی زمان از مطالعه متوجه می‌شید برای فردی مثل سام نابودگر واژه‌ی اغراق توهین‌آمیز و به دوره.

قضاوت همچین آغازی داره؛ و شما تا پایان روند این مسئله بهش پی نخواهید برد. امیدوارم از نوشته هدفمند بنده لذت کافی رو برده باشید. با توجه به این موضوع که مجموعه دو جلد رمان مانکن نابودگر و زاموفیلیا هرگز رمان معمولی‌ای نیست و تا سالیان دراز به عنوان رمانی بی‌نظیر در خاطر خوانندگانش رد عمیقی به جا خواهد گذاشت.

فصل اول:

تنها یک شلیک برای انفجار کافیست.

دوشنبه نوزده خرداد ماه سال:

" 1410 خورشیدی "

خسته آفتابگیر کلاه رو لمس کردم و از سرم بیرون کشیدم.

در کشویی آسانسور به آرومی باز شد.

قدم از قدم برداشتم.

دکمه آخرین طبقه رو فشردم.

در بسته شد.

به آرومی سر افتاده‌ام رو بالا آوردم.

آئینه آسانسور چیو بهم نشون می‌داد؟

موهای خرمایی و ژولیده‌ای که فریاد می‌زدن چندوقته شونه نشدن.

گره ابروهای مردی شلخته.

یقه‌های نامرتب کت چرمی تو تنش.

چشمای خمار و بی‌روح کسی که پنج ساله بلاتکلیف مونده.

ساک رنگ و رو رفته‌ای که تو دستام زار می‌زد و اما در آخر... .

منی که دوباره با سر افکندگی برگشتم و نمی‌دونم چطور تو چشمای منتظر دختری نگاه کنم که شاید به خاطر تصمیم منه داره پرپر می‌شه.

در باز شد.

نفسی عمیقا پراسترس کشیدم.

کلید رو تو قفل در چرخوندم و با هلی بازش کردم.

باز هم فضای مسکوت و سنگین آپارتمانی که گوشه‌گوشه‌اش از عطر و بوی سام رنگینه.

نکته اینجاست که این مرد پنج ساله نیست.

و دختری که عاشقش بود داره با بوی عطر اون زندگی می‌کنه.

پاهای بی‌جونم رو تکون دادم و وارد شدم.

در رو پشتم بستم. به آشپزخونه که رسیدم قامت مهسا از پشت در حالی که داشت از آشپزخونه خارج می‌شد باعث شد از حرکت بایستم. دستی به تیشرت آستین‌بلند یاسی‌رنگ توی تنش کشید و موهای دم موشیش رو مرتب کرد.

ظاهرأ هنوز متوجه اومدن من نشده بود.

برگشت بره که لحظه‌ای با دیدن من خشکش زد.

دیدن دوباره چهره‌اش شاید بعد مدتی که نبودم تنها محرک واسه لبخند آسوده‌ی رو لبم بود‌.

لبخند ملیحی به لب نشوند و بهم خیره شد.

قدم برداشتم سمتش.

خیره بهم لب زد:

- بالأخره اومدی؟

ایستادم مقابلش. سکوت کردم. نگاهم بیانگر همه‌چیزه!

نگاه دلواپسش رو تک‌تک اجزای بدنم دودو می‌زد:

- نگرانت بودم دیوونه؛ نه زنگی نه خبری هیچی.

دستمو بلند کردم و طره‌موی سمج افتاده کنار گوششو فرستادم پشت.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

زمزمه کردم:

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- ببخش عزیزم؛ می‌دونی که چقدر درگیر تیم جست‌وجو‌ام تا من نباشم کاری از پیش نمی‌برن.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

مهسا با همون چهره نگران سری تکون داد و به تقلید بازهم لبخند زد.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

تو این شرایط لبخند زدن کم‌ترین کاریه که می‌تونیم واسه دلداری دادن بهم بکنیم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- نزار هزارجور فکر و خیال تو سرم بره بیاد که ممکنه عاقبت منم عین رخشای بیچاره شه!

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- نه گل من؛ واسه پیدا کردن اون من باید باشم مهسا. برام مهم نیست می‌گن مرده. هیچ اهمیتی نداره تا پیداش نکنم تیم، استراحت و باید تو خواب ببینن.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

دست بلند کرد و دستم رو که یه طرف صورتش بود لمس کرد.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

آره؛ من عاشق مهسا شدم و این حس دوطرفه‌اس!

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

از کی؟ می‌دونم از همون موقعی که باهاش همکلام شدم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

تقریبا یک سال و نیمه که بهش اعتراف کردم و اون با کلی اذیت متقابلا حس خودش رو گفت.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

حالا ما نامزدیم و قراره وقتی این وضعیت تموم شد اقدام کنیم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

اما دلم اصلا رضا نیست.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

من و سام وقتی فقط نوزده سالمون بود قول دادیم تو مراسم همدیگه ساقدوش هم بشیم و اما... الان سامی وجود نداره.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

سام باید پیداش بشه. تا قبل پیدا شدنش من به هیچ وجه ازدواج نمی‌کنم. نمی‌تونم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

حتی مهسام راضی نیست.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

به خاطر رخشا... به خاطر من.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

به خاطر مامانش که مرده‌ی متحرکی بیش نیست؛ باید پیداش کنم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

اون نمرده. چه دلیلی داره جسدش پیدا نشه؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

به هرحال... این تصمیمیه که ما برای زندگیمون گرفتیم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

اگه پیدا نشد بدبختی خودم و به خاطر عدم وجود سام می‌دونم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- رخشا چطوره؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

مهسا اطمینان‌وار پلک بست:

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- حالش بهتره؛ داره کنار میاد.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- خداروشکر. گوشه‌ای از نگرانیام رخشاست‌.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

رینگتون موبایلم به صدا در اومد.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

از جیب بیرون کشیدم. اتصال و برقرار کردم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- بگو محمد!

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- آرمان کجایی؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- خونه‌ام چطور؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- می‌شه بری دانشگاه دنبال آوا؟ عمل دارم طول می‌کشه.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- کی مرخص می‌شه؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- ساعت هشت مرخصه جبران می‌کنم رفیق.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- برو به عملت برسی.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

قطع کردم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

***

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

آوا با سینی محتویات فنجون‌های قهوه رسید.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

قهوه‌ها رو گذاشت و نشست.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

محمد نفسی گرفت:

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- جمعه شب همین هفته می‌رم دیدن فرید. بعد فوت آقا فربد خیلی منزوی شده. از یه طرفم که قضیه سام داره دیوونش می‌کنه.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

لب زدم:

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- باهات میام.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

مردد پرسیدم:

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- سعید کجاست؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-حالش چندان تعریفی نیست. بعید می‌دونم از خونه بیاد بیرون.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- داره نابود می‌کنه خودشو.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- بهش حق می‌دم. سعیدم تحت فشاره.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

آیفون به صدا در اومد.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

مهسا ایستاد:

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- من باز می‌کنم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

و رفت.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

دستی به موهام کشیدم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

محمد رو کرد بهم:

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- رخشا چطوره؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- داره باهاش کنار میاد؛ حس می‌کنم مرگ سام و پذیرفته. ولی هنوزم داره با خاطراتش زندگی می‌کنه.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

آوا:

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- دلم براش کبابه. مشخصه حال درستی نداره با این حال داره وانمود می‌کنه همه چی مرتبه.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

چندی نگذشت که مهسا با البرز مشغول صحبت نزدیک شدن.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

البرز سلامی داد.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- خوبی آرمان؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- می‌بینی که عالیم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

خندید:

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- اوکی گرفتم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

نشست کنار محمد.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

دست دادن.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- پیدات نیست آقای دکتر.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- وضعیت بخش به هم ریخته. مجبورم اضافه وایسم. اومدی دنبال رخشا؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- آره امروز دادگاه داریم. آخرین جلسه‌اس.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- موفق باشین.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

دستی به شونم زد.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

با دیدن رخشا تو اون کت رسمی حاضر و آماده با کیف تو دستش از جام بلند شدم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

قیافه بی‌روحش قلب و می‌شکست.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- سلام؛ آماده‌ام می‌تونیم بریم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

نگاه همه بی‌استثنا روی اون بود. سه ساله که به عنوان یه وکیل تو یه شرکت حقوقی کار می‌کنه.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

شرکتی که البرز دادستانی پرونده‌هاشو به عهده داره.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

یه دادستان موفق. کم‌ترین کسی پیدا می‌شه که اسم دادستان البرز وثوقی به گوشش نخورده باشه.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

هوش و ذکاوت اون من رو یاد سام می‌ندازه.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

رخشا به عنوان یه همکار کنار اونه و هنوز تو مرحله آموزشه.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

گرچه تا سه سال پیش به زور من و مهسا رفت سرکار.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

اگرنه هرروز رو مثل اون اوایل نبودِ سام تو اتاقش و روی تخت اون سپری می‌کرد.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

البرز دستی به شونه من و محمد زد:

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- می‌بینمتون!

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

رخشا نگاه بی‌روحش و از ما گرفت و راه افتاد بره.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

توجهی به چهره غمگین مهسا و آوا نشون نداد.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

خیلی وقته که یه دختر عمیقا بی‌احساس شده.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

وقتی مهسا بغلش می‌کنه هیچ عکس‌العملی نداره.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

فقط کار می‌کنه و کار می‌کنه و کار!

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

به غیر از اونم حتی لحظه‌ای از اتاق سام بیرون نمیاد.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

قلبش شکسته و این از سکوت عمیق و اون چشمای خسته‌اش پیداست. البرز با خداحافظی از دخترا پشت اون به راه افتاد.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

شاید این بهترین شرایط تو پنج سال اخیره.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

سمانه و نگین هنوز گه‌گاهی سر می‌زنن.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

همه‌چیز به‌هم ریخته اما در مقایسه با قبل این وضعیت عالیه.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

به دلایلی امید دارم که البرز بتونه رخشا رو از خلاّیی که تو قلبش به وجود اومده خلاص کنه.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

البرز رخشا رو دوست داره. اما رخشا ازش خواسته اجازه نده روابط دوستانشون پیشرفت کنه.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

اگرنه مجبور به قطعش می‌شه.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

البرزم از رخشا خواسته تا اجازه بده مثل یه دوست کنارش بمونه.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

روابط اونا بعد این قضیه بهتر شده.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

گویا البرز سر حرفش هست ولی من از این وضعیت راضی نیستم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

کاش رخشا فکر سام و از سرش بیرون کنه و به البرز فرصتی بده.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

حداقل واسه نجات خودش از این منجلاب عاشقی واسه کسی که احتمال مرگش از پنجاه درصد بیشتره.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

واسه سامی که برای اولین و آخرین‌بار تونست عاشق رخشا بشه.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

اما انگار خدا سام و نفرین کرد.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

و منم خیلی بی‌رحمم که دارم دختری که عاشقش بود و تشویق می‌کنم با یکی دیگه قرار بزاره.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ولی اگه حتی یه درصد احتمال داره که سام زنده نباشه مطمئنم اینو واسه رخشا می‌خواد.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

چرا که سام بهتر می‌دونه سر کردن با خاطرات یه مُرده عین گردابیه که وقتی بپری توش گم می‌شی و ذره‌ذره تیکه می‌شی.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

***

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

رخشا#

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

صدای وزوز بقیه از پشت ردیف شاهدای جلسه.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

توضیح کوبنده و هدفمند وکیل جبهه مخالف. تیک تیک کلیدهای لپ‌تاپی که ضبط کننده داشت صحبت‌ها رو توش ثبت می‌کرد؛

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

رد و بدل شدن ورقه‌های تو دست قاضی... .

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

همه و همه داشت به اعصابم چنگ می‌نداخت و پیش‌زمینه‌ای می‌شد تا کنترل خودمو از دست بدم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

لحظه‌ای قاضی دستشو محکم کوبید رو میز دراز و بلندی که دستیارانش نشسته بودن پشتش:

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- لطفأ سکوت و رعایت کنید.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

سکوت خفه‌کننده‌ای حاکم شد.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

سرسام گرفته پلک باز کردم‌.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

قاضی عینک ته‌استکانی رو بینیشو تکونی داد و چشم دوخت به وکیل مدافع جبهه مخالف:

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- جناب وکیل توضیحات دیگه‌ای خدمتتون نیست؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- وکیل قدمی به جلو برداشت:

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- اگه اجازه بدید صحبت‌هامو تو جمع‌بندی کوتاهی خلاصه کنم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- بفرمایید؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

وکیل مدافع برگشت طرف من

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

پشت میزی که پلاک اسم "جایگاه وکیل مدافع" روش حک بود.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- اظهارات بنده بدون استدلال نیست. همون‌طور که می‌بینید افرادی که در تاریخ روز حادثه تو مدرسه حضور داشتن مدعی شدن موکل من ساعت وقوع حادثه تو دفتر مدیر مشغول بوده خانم وکیل؛ مدارکی مبنی بر تجاوز جنسی موکل من به شاکی در دسترس دارید؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

سکوت عمیقی حاکی از سوال و کنجکاوی مشهود تو صورت تک‌تکشون حاکم شد.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

نگاهی به چهره البرز اون‌طرف دادگاه پشت میز دادستان انداختم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

چهره اطمینان‌بخشش مطمئنم کرد.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

نفسی عمیق کشیدم و چشم دوختم به وکیل جبهه مخالف.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

شاید کت اتوکشیده و موهای مرتبش گمراه‌کننده باشه؛ اما نه برای منی که سه ساله دارم قیافه دروغگوی یکایک این وکلا رو می‌بینم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

بی‌توجه به حیله‌گری توی سوال وکیل، رو کردم به جناب قاضی.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

عینکمو رو چشم جا‌به‌جا کردم و ورقه‌هامو از رو میز چنگ زدم:

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- جناب قاضی؛ اگر که اجازه بفرمائید بنده یه شاهد عینی محضور در سالن دادگاه دارم. از ایشون دعوت کنم وارد بشن.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

قاضی چشم از من گرفت و نگاه جدیشو داد به وکیل:

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- حضور شاهد عینی خانم وکیل رو می‌پذیرید؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

وکیل رو کرد به من. با مکث کوتاهی لب زد:

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- شاهد و می‌پذیرم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

درهای بزرگ سالن دادگاه باز شد. چندی نگذشت که خانم فریبا وارد شدن.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

به وضوح عرق سرد روی پیشونی اون مردک متجاوزو دیدم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

لحظه‌ای به من چشم دوخت.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

پوزخندی زدم. خانم فریبا نسبتأ با گام‌هایی تند نزدیک شد و با همون کت‌شلوار زنونه طوسی‌رنگش پشت میز شاهد جبهه من جا گرفت.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

درها بسته شد.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

پچ‌پچ‌ها بالا گرفت. قاضی مجدد با مشتی که روی میزش کوبید جمعیت حاضر در دادگاه رو ساکت کرد.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

نگاه جسور و پیروزمندانه‌امو از روی وکیل و موکلش برداشتم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- شاهد عینی من ایشون هستن. همسر سابق متهم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

وکیل مدافع با همون چشمای بهت‌زده ایستاد و بلند گفت:

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- اعتراض دارم. حضور شاهد و رد می‌کنم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

قاضی اخم در هم کشید:

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- شما از قبل حضور شاهد و پذیرفتید. بنشینید و سکوت کنید.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ایستادم و قدم از قدم برداشتم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- جناب قاضی اگر که تائید کنید بنده سوالاتی رو در محضر شما از شاهد بپرسم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

قاضی:

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- بسیارخب؛ ابتدا باید قوائد سوگند شهادت و به جا بیارن.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

دستیار قاضی جعبه کتاب قرآن و از تو قفسه‌ها برداشت و نزدیک شد.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

جلوی خانم فریبا ایستاد و در جعبه رو باز کرد.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

لوح توی دستشو داد به خانم فریبا.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

خانم فریبا دست راستشو روی سطح قرآن قرار داد و لوح سوگند و باز کرد. با صدایی رسا و همه‌گیر شروع کرد به خوندن.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

اهمیتی به نگاه برزخی متهم گستاخ ندادم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

چشمای ترسیده و فک منقبضش؛

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

اون لباس رسمی و شکم قلمبه‌اش آدم و فریب می‌داد تا با خودش فکر کنه ارتکاب جرمی نداشته اما... .

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

پنج سال از زمانی می‌گذره که یه شخص بهم یاد داد فریب پوسته دروغین متظاهرا رو نخورم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

با تموم شدن متن سوگند خانم فریبا لوح و بست و دستشو پس کشید.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

قاضی رو کرد به من:

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- سوالاتتون می‌تونه تنها مختص به دعوی کیفری دادگاه و در چارچوب قوانین مطرح باشه!

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

رو کردم به موکل هفده ساله‌ام و چشمای به اشک نشسته مادر و برادرش. لبای خشکیده و چشمای بی‌روح و سردش نشون می‌داد قلبش شکسته.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

نشون می‌داد خرد شده و روحشو از دست داده.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

کم و بیش همدردش بودم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

از پشت میزم خارج شدم و رو‌به‌روی خانم فریبا ایستادم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- خانم قاضی با اجازتون سوالات و شروع می‌کنم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

قاضی سری تکون داد.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- اول از همه بابت حضورتون به منظر شهادت تشکر می‌کنم. آماده اید؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- بفرمایید خانم وکیل.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- بسیار خب. شما همسر سابق متهم هستید که حدودا دوساله از ایشون جدا شدید. تائید می‌کنید؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- بله!

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- می‌تونم بپرسم دلیل جداییتون از متهم چیه؟ می‌دونید که می‌تونید به این سوال پاسخ ندید.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- از همسر من... دوبار شکایت شده بود. از طرف دوتا از کارکنام.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- می‌تونید علتشو توضیح بدید؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- من دو کارمند هجده و بیست و سه ساله استخدام داشتم. جفتشون مدعی بودن که شوهرم موقع کار قصد دست درازی بهشون رو داشته. شنیدم اونا رو تهدید کرده که اگه بقیه رو در جریان بزارن اونا رو اخراج می‌کنه.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

مجدد پرسیدم:

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- می‌تونم بپرسم چه مدت از اون زمان می‌گذره؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- تقریبا سه سال و چند ماه.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- دو کارمند شما تا به حال به صورت قانونی از ایشون شکایت کردن؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

با مکثی کوتاه لب زد:

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- فقط چند روز بعد اون قضیه شکایت کردن. متوجه شدم که همسرم با پول خانواده‌هاشون رو ساکت کرده.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

پوزخندی رو لبام نقش بست.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

پنج ساله که حرفای اون رو راجع به متظاهرا شنیدم و تو این مدت با تمام وجود به حرفاش رسیدم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

همه تظاهر می‌کنن. همه دروغ می‌گن. همه منفعت‌طلبن.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

اینجا همه خطاکارن!

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

هیچ‌کس محض رضای خدا کاری نمی‌کنه.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

اون می‌خواست من متوجه نشم. می‌خواست من همین‌طوری ناآگاه بمونم و در عوض از روحیم محافظت کنه.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

حق با مهسا بود... اون هیچ‌وقت نمی‌تونست هم از خودش و من و هم از مردم محافظت کنه. تو این قضیه یکی قربانی شد. و گویا قربانی خودش بود.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

متوجه نشدم کی حلقه اشک تو چشمام نقش بست.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

سریع نفس عمیقی گرفتم و ادامه دادم:

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- مدرک یا شاهد دومی بر این قضیه وجود داره؟ همون‌طور که متوجهید این جلسه آخر دادگاه ماست.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

لبخندی زد و چشم دوخت به نگاه کثیف متهم:

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- از اون‌جایی که درخواست طلاق دادم و چندین‌بار توسط خودش رد شد راغب شدم مدرکی بر درخواست طلاق جور کنم. هرچند در آخر نیازی به این فایل نشد و تونستم طلاقمو ازش بگیرم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

از تو کیف کنار دستش یه نایلون حاوی فلشی فلزی و کوچیک بیرون آورد و روی میز مقابل من قرار داد.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- فایل و می‌تونید گوش کنید. مدرکیه که بیشتر از دوساله تو کمدم خاک می‌خورد. فکر کردم استفاده‌ای نمی‌شه ازش.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

لبخندی زدم و رو کردم به قاضی:

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- جناب قاضی؛ اجازه می‌فرمایید فایل و به عنوان مدرک دعوی گوش کنیم؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

قاضی خودکار و انداخت رو ورق و انگشتاشو رو میز گره زد:

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- مدرک همیشه مفیده. می‌تونید پخشش کنید.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

فلش و دستیار قاضی گرفت و وصلش کرد به اسپیکر اطراف سالن دادگاه.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

بلافاصله صدای عصبی متهم پیچید:

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- یه جوری خودت ساکتش کن وقت ندارم بیام گندکاری یه توله رو جمع کنم... کاری که گفتم و انجام بده اینا تشنه پولن با چندتا چک در دهنشونو ببند. نمی‌تونم بزارم جلو مردم سکه یه پولم کنه...

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

کاش اجازه داده بود نک انگشتم بخوره بهش که حالا داره برام ادا ت*نگا رو در میاره! توله‌سگ مگه می‌ذاشت... .

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

دستیار قاضی فلش و خارج کرد.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

پوزخندی زدم. مخاطب به قاضی رسا و بلند ادامه دادم:

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- در حال حاضر دو مورد از شرایط اجرای حکم مورد نظر برای متهم وجود داره. حضور یه شاهد عینی با حضور ذهن به مسئله و اعتراف غیرمستقیم متهم. حالا مونده دعوی شما جناب قاضی. همین بود.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

نشستم. نگاه تحسین‌برانگیز البرز روم بود و اما انگیزه‌ای برای جواب دادن بهش نداشتم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

به‌هرحال من این‌کارا رو به خاطر خودم می‌کنم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

حداقل دنبال یه بهانه‌ایم که بتونه ذهنمو از اتفاقی که افتاده پرت کنه. از مرگ اونی که قولشو شکوند.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

قاضی مدتی رو سکوت داد.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

رو کردم به تینا. انزوا رو می‌شد تو تک‌تک اجزای چهرش دید.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

زمزمه کردم:

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- قوی باش! این قیافه‌ی یه شاکی طلبکار نیست.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

نگاه بلاتکلیفش به آرومی سر خورد سمت من.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

چقدر بی‌رحم شدم که دارم حرفایی که پنج سال پیش بهم تحویل دادن به این دختر بیچاره تحویل می‌دم و تازه حق و به جانب خودم دادم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

با اینکه متوجهم خواسته‌ای که ازش دارم شدنی نیست.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

قاضی بالاخره به حرف اومد:

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- پرونده نیاز به مشارکت هیأت منصفه داره. تا پایان روز نتیجه دعوی اعلام می‌شه.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

چکش چوبی براق عدالت و کوبید تو جاش:

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- تا موعد اعلام نتیجه، پایان جلسه رو اعلام می‌کنم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

همه به احترام قاضی بلند شدیم و ایستادیم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

***

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

البرز درو برام باز کرد. زیرلبی تشکری کوتاه کردم و نشستم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

اومد نشست و روند سمت خونه.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

باید بوشو نفس بکشم. خیلی وقته تو دادگاه منتظرم. ولی الان به یه خواب عمیق تو تختش نیاز دارم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

بی‌هیچ حرفی روند و من بی‌توجه به اطراف و هوای مزخرف آلوده تهران سرمو تکیه دادم به پشتی گردن و پلک بستم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

کمد و باز کردم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

پنج سال از زمانی که این کمد شده کمد مشترک وسایل من و سام می‌گذره.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

کتمو در آوردم و یه بلوز پاییزه از تو کمد بیرون کشیدم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

اومدم کمد و ببندم... که یه لحظه تکه شاخه‌ای گوشه کمد تو لیوان استوانه‌ای نظرمو جلب کردم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

زل زدم بهش. این شاخه رو من از یه درخت برداشتم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

دردمند دست بردم و اون رو چنگ زدم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

فقط با حس لمس کردنش موجی عظیم از دلتنگی‌ای طاقت‌فرسا قلبم رو تیربارون کرد.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

صورتم خیس شد و حتی سعی نکردم جلوش رو بگیرم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

این شاخه از درخت خونه‌ایه که من و سام دوهفته کامل رو توش باهم گذروندیم و بهترین خاطره‌های زندگیم اون‌جا رقم خورد.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

خاطره‌هایی که فقط دو روز بعدش واسم لذت‌بخش بود و حالا تبدیل شده به زجرآورترینشون.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

به آرومی روی تختش جا گرفتم. سرمو فرو کردم تو بالش.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

اون دکمه ریز و میون انگشتام فشردم و با تمام وجود بوی بالش و کشیدم تو ریه.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

خیلی وقته دیگه از بوی مطلوب موهای سام عاری شده.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

اما باز عطرش و دارم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

" نمی‌بخشمش... قلبم و شکسته. "

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

با اینکه این جمله رو همیشه رو زبونم دارم اما... .

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

اگه ثانیه‌ای روح سام در عذابه من زجر می‌کشم. پس قلبا بخشیدمش. اما دلیل نداره چون بخشیدمش فکرش و از سرم بیرون کنم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

خیلی وقته آلودش شدم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

با وجود تجربه کنار سام بودن و اون رو داشتن چطور می‌تونم به یکی دیگه راضی بشم؟ امکان نداره؛ اون مرد اولی و آخریش بود.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

پس یه تصمیم گرفتم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

تا زمانی که بمیرم با وجود خیالی اون زندگی می‌کنم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

و بلاخره وقتی زندگیم تموم شد می‌تونم ببینمش.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

یه همچین زندگی‌ای غم‌انگیزه!

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ولی تا زمانی که خاطراتش و دارم حاضرم هرچقدر طول بکشه باهاش زندگی کنم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

حتی خاطراتشم لذت‌بخشه. یه لذت زجرآور از حس بودنش در حین اینکه هرلحظه صدایی از قلبم می‌گه اون واقعا کنارت نیست.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

اون وجود نداره. اون رفته!

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

اون... مرده.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

***

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

یاشار ازم جدا شد.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

لبخند گرمی لبای البرز و در بر گرفت.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

زمزمه کرد:

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- حکم قاضی به نفع خودمون تموم شده. تو سه سال تونستی انقدر پیشرفت کنی! الحق که شاگرد خودمی.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

لبخند بی‌جونی زدم:

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- لطف تو بود.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

یاشار لپمو کشید و موهامو به هم ریخت:

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- ببین چه‌قدر بزرگ شده خانم وکیل!

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

محمد با خنده گفت:

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- خواهره واسه خودش حقوقدان شده. برادره هنوز درگیر درسشه!

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

یاشار کوبید تو شونه محمد:

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- خوش‌مزه بازی در نیار. حرفه من نیازمند درس خوندن بیشتریه.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

محمد خندید:

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- اوکی مهندس.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

آوا اومد سمتم:

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- وقت قرصاته خانوم وکیل.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

سری تکون دادم. لیوان و ازش گرفتم و قرصو انداختم دهنم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

آسمم از یه ساله پیش بهتر شده. ولی هنوز گاهی تو خواب اذیتم می‌کنه.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

***

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

چهارشنبه دوازده شهریور ماه سال:

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

" 0141 خورشیدی "

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

سام#

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

پلک باز کردم‌ و فضای مسکوت اتاق؛ عقربه‌های ساعت بیانگر سه و سیزده دقیقه بامداده. خدایا... ممنونتم!

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

با یه حرکت خودمو از تخت کندم و سراسیمه دویدم طرف تراس.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

در شیشه‌ای رو باز کردم و خودمو انداختم داخلش.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

بدون اینکه رغبتی به بستن در داشته باشم؛

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

چنگی به پرتره تمیزی که سه ماهه از قبل آماده کردم زدم و با دستایی که حتی دلیل لرزششو نمی‌دونم اون رو روی سه‌پایه قرار دادم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

کبریت و قاپیدم و شمع معطر روی میز کنار پرتره رو روشن کردم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ظرف زغال و با سرعتی سرسام‌آور برداشتم و نشستم رو صندلی جلوی پرتره‌.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

خدا... نذار تا کارم تموم می‌شه تصویرش از ذهنم بره.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

نباید بره... .

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

آب دهنمو به سختی قورت دادم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

دستام می‌لرزه. قفسه سینم درد می‌کنه.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ولی نمی‌تونم فرصتی که خدا بهم داده رو بعد دو سال پس بزنم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ذغال و گرفتم میون انگشتام.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

فضای تاریک تراس، نور مستقیم ماه کامل تو دریچه آسمون... .

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ستاره‌هایی که تو فضای کوهستانی چشمک می‌زدن و نسیم ملایم تابستونی؛ هیچ‌کدوم مهم نیست.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

چون من تصویر دیگه‌ای رو دارم می‌بینم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

تند‌تند قبل از اینکه از ذهنم پاک شه واسه شروع از چشماش کشیدم. تیله‌های براق مشکی و خندونی که بهم خیره بود.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

بالاخره... .

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

بعد دوسال دوباره خوابشو دیدم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

بعد اون همه دعا انگار خدا دستشو به طرفم دراز کرده.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

و بلاخره دوباره تصویرش جلو چشمامه.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

تصویری که هرشب از هشت ماه و نیمی که شهاب گفت تو کما بودم تو حلقه دیدم بود.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

درد داشت... ولی قابل تحمله... .

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

با تموم شدن اون چشما دستم رفت واسه کشیدن موهای لخت و بلندش!

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

اهمیتی نداره اگر این تصویر یه آدم واقعی و زنده نباشه.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

مهم اینه زمانی که حتی چهره خودمم هنوز ندیده بودم این تصویر هرشب جلوی چشمام بود.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

اومدم پایین‌تر و از تاپ حلقه‌آستین سفیدرنگ توی تنش کشیدم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

رسیدم به بازوهای برهنه‌اش... انگشتای دستش.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ابروهای حالت کمانی شکست‌دارش... لبای خندونش و بینیش... .

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

کشیدم و کشیدم؛ هربار که یه خط از زغال توی دستم رو سطح پرتره می‌افته هراسی توی وجودم جولان می‌ده.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

اینکه مبادا قبل تموم شدن تصویرش بره. تصویر این دختر بره و نتونم دیگه تو خواب ببینمش.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

علاقه مضاعف و کاذب من به این تصویر گاهی باعث می‌شه فکر کنم چه کودنی‌ام.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

عین پسربچه‌های دبیرستانی که با عکس دوست‌دخترشون زندگی می‌کنن... به همون اندازه احمق و چندش‌آور!

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ولی مگه دست من و اراده منه؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

نفهمیدم چی شد یا چطور شد اما...

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

با تموم شدن فضای پشت سرش زغال ریز میون انگشتام سر خورد و افتاد.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

دستم همون‌جا خشک شده بود.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

طره‌موی افتاده تو پیشونیم و باد برد و متوجه خیسی روی گونم شدم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

با تعجب انگشت گذاشتم رو گونم و به دستم خیره شدم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

اینا کی ریختن؟ چرا ریختن؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

من که دردی حس نمی‌کنم!

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

آب بینیم و بالا کشیدم و به تصویر کاملش خیره شدم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

بالاخره... کشیدمش!

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

این چهره معصوم و خاصی که هربار می‌بینمش حس می‌کنم خلأ می‌شه. یه خلأ تاریک تو قلبم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

بی‌اراده انگشتم رفت طرف چهرش.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

چشماشو لمس کردم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

قلبم باز شروع کرد به دیوونه‌بازی. چرا با دیدن این تصویر این بلا سرم میاد؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

تو کی هستی لعنتی؟ چه ربطی به من داری؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

در اتاق کوبیده شد و بلافاصله صدای شهاب:

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- دارم میام تو!

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

در باز شد. بی‌اراده با یه سردرگمی خاصی تو حرکات غیرارادیم پرتره دختر و از سه‌پایه برداشتم و تصویرشو رو به دیوار تکیه دادم تا شهاب نبینتش. یه لحظه متوجه اطراف شدم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

هوا روشن شده! چطور تا الان متوجه نشدم؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

شهاب دست به سینه و با خنده نزدیک شد.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

دستمو کشیدم به صورتم و اشکامو پاک کردم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

یه ذره غرور داشتم جلو این مرتیکه اونم دود شد رفت.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

با همون لبخند پررنگ رو صورتش رو‌به‌روم تو اتاق ایستاد و نگاهی به پرتره برعکس انداخت:

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- خیلی‌خب قایمش کن؛ من که می‌دونم چرا ازم خواستی سیاه‌قلم بهت یاد بدم. تصویر همون دختر رویاهات.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

اخم کردم:

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- نباید میون در زدن و وارد شدنت یه وقفه ایجاد کنی؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- فکر کردم خوابی. به هرحال... اومدم بگم دارم می‌رم تهران دنبال شبنم. تا وقتی میام خونه همین‌جا می‌مونی سام. کسی نبینتت.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

نگاهی به قیافه‌اش انداختم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

شهاب! کسی که به گفته خودش پنج سال پیش منو حین خون‌ریزی زیر یه صخره پیدا کرد و وقتی متوجه شد من کیم تصمیم گرفت مخفیم کنه.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

چشمای تیره درشت.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

لبای نازک و پوستی سفید. موهای مجعد شکلاتی‌رنگ و هیکلی درشت هم قد من. تو این پنج سال متوجه شدم هرکی از هرجا بیاد پیداش بشه منو می‌شناسه.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

و فقط منم که از خودم خاطره‌ای ندارم. فقط منم که باید راجع به هویتم از یه شخص غریبه سوال کنم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

لب زدم:

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- انتظار داری بشینم خونه چیکار کنم؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- انتظار دارم یه بارم که شده لجبازی و بزاری کنار و از خونه بیرون نری.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

رومو ازش گرفتم:

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- نمی‌تونم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- سام!

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- گفتم نمی‌تونم. فقط... حس می‌کنم نمی‌تونم یه‌جا بشینم و کاری نکنم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir
کپی شد!