پارت چهل :

بعد هم روبه طاها می گوید:
ـ این همینجوری تو خونه لم میده، کار ها گردن توئه؟
طاها همان طور که لم داده است و تخمه می شکاند، می گوید:
ـ برفین حقیقتو کتمان نکن، بگو چقدر کمک حالتم.
شانه ام را بالا می اندازم.
ـ دروغ بگم یعنی؟
طاها خیلی طلبکار از حالت دراز کش در می آید و چهار زانو می نشیند.
ـ بی انصاف مگه من هر شب باهات سفره رو جمع نمی کنم و ظرف ها رو برات نمی شورم.
ـ آر

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۶۲۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • سودابه

    1

    واقعا امین و برفین بهم میان. حتی اسمشونم بهم میادددد

    ۵ ماه پیش
  • بنین

    5

    ولی امین و برفین پارتنر های عالی میشن هااا؛از ما گفتن بود!

    ۲ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️