پایلوت به قلم سمیرا حسن زاده
پارت صد و هشتاد و ششم :
به فکر فرو رفت، رنگ کلام و نگاهش را نگرانی در بر گرفت.
- حس خوبی به این سفرش ندارم، از صبح یه دلشورهی بدی به دلم افتاده، من زنگ زدم چیزی نگفت، ولی صداش این رو بهم نمیفهموند، من از صدا و نگاههای حنا پی به حالش میبرم، کوروش صداش صدای حنای همیشگی من نبود.
پس او هم استرس داشت، پس او هم همانند من نگران بود، هرچه که میگذشت بیشتر پی به آن میبردم که سفرش کاری نبوده و برای فرار از من
مطالعهی این پارت کمتر از ۲ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۵۵۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
لطفا صبر کنید...