پایلوت به قلم سمیرا حسن زاده
پارت صد و هشتاد و پنجم :
قدر دان لبخندی بر لب نشاندم. باید این بحث را همینجا تمام میکردم و شک و شبهات را از میان برمیداشتم.
- زن عموجان، فعلا خبری نیست. اگر باشه شک نکنید محرمتر از شما کسی رو سراغ ندارم که این مسئله رو باهاش در میون بذارم.
نگاه عمو فرزین و عمو شاپور به حالت قبلی خود برگشت، دیگر خبری از تعجب در نگاههایشان نبود. دیگر تمایلی به تجسس در ذهنم نداشتند.
نازنین کوتاه نیامد و زرنگی کرد و
مطالعهی این پارت کمتر از ۲ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۵۵۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
لطفا صبر کنید...