پارت چهل و پنجم :

با صدای آلارم گوشی از خواب بیدار شدم. علامت وسط صفحه رو لمس کردم تا بتونم پنج دقیقه بیشتر بخوابم. تازه داشتم از اون پنج دقیقه لذت می‌بردم که دوباره صدای آلارم گوشی بلند شد. ساعت پنج و نیم بود و هوا هنوز تقریبا تاریک بود. با کرختی از خواب بیدار شدم و خودم رو به حموم رسوندم. حدودا یک ربع طول کشید تا دوش بگیرم و دوباره به اتاقم برگردم.
امروز دوشنبه بود و من باید برای ثبت‌نام به دانشگاه می

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۶۳۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️