مثل تو مثل هیچکس به قلم مهسا خدایی
پارت چهل و پنجم :
با صدای آلارم گوشی از خواب بیدار شدم. علامت وسط صفحه رو لمس کردم تا بتونم پنج دقیقه بیشتر بخوابم. تازه داشتم از اون پنج دقیقه لذت میبردم که دوباره صدای آلارم گوشی بلند شد. ساعت پنج و نیم بود و هوا هنوز تقریبا تاریک بود. با کرختی از خواب بیدار شدم و خودم رو به حموم رسوندم. حدودا یک ربع طول کشید تا دوش بگیرم و دوباره به اتاقم برگردم.
امروز دوشنبه بود و من باید برای ثبتنام به دانشگاه می
لطفا صبر کنید...
