پارت شصت :

صحبت‌هایی که در رابطه با کتاب شارلو در جمع پنج نفره‌شان نقل شد، چیزهایی بود که هیچ‌کدام پیش‌تر درباره‌شان فکر هم نکرده بودند‌. با این وجود به‌نظر می‌رسید اطلاعاتی که سیریوس داشت، خیلی بیش‌تر از آنان بود. او همان‌طور که به جلد کتاب خیره شد بود، طوری حکایت می‌کرد که گویی خودش نویسنده‌ی کتاب است:
- چندین سال پیش درباره‌ی این کتاب چیزهای عجیبی شنیده بودم. حتی می‌گفتن نوشته‌های

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۶۲۵ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️