به زلالی برکه به قلم سعیده براز
پارت پانزده :
- چی شده صابر؟ اتفاق بدی افتاده؟
صابر همان طور که دستش را روی سرش گذاشته بود گفت:
- زنم قهر کرده، رفته خونه ی پدرش.
- چرا قهر کرده؟ تو که همش این جایی، با کی مشکل داره؟
- بعد از ازدواج نتونستم خونه جدا براش بگیرم، مجبور شدیم با مادرم زندگی کنیم، مادرم خیلی سخت گیره همیشه به زنم سخت می گرفت، الان یک ما هم نشده دخترم به دنیا اومده، مدام بهش گیر می ده میگه عرضه نداشتی یه پسر بزاÛ
مطالعهی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۶۷۲ روز پیش تقدیم شما شده است.

سعیده براز | نویسنده رمان
ممنون مهلای عزیز
۲ سال پیش
سعیده براز | نویسنده رمان
مهلای با احساسم
۲ سال پیشآمنه
2این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

سعیده براز | نویسنده رمان
ممنون از شما آمنه عزیز
۲ سال پیشفاطمه زهرا
2اخی چه قشنگ همو دوست دارن✨🥹
۲ سال پیشمهتاب
2عاشق این قسمتش شدم بازم بزارررررر
۲ سال پیش
لطفا صبر کنید...

مهلا
1خودااا چ باحال دوس دارن همو🫠