ماه زخمی به قلم روژان کاردان
پارت هشتاد و هشتم :
سوگل و پونه با هم از آشپزخونه بیرون اومدن و نشستن رو مبل. پندارم همچنان درگیر اون سیمهای پشت تلویزیون بود.
پونه کمی بدنشو از خستگی کشید و گفت:
-سفره انداختیم، منتظریم آقا کوهیار بیاد که غذا رو هم بکشیم. میگم اینجا کسی از فیلم ترسناک نمیترسه؟!
سوگل لبخند مرموزی زد و گفت:
-ترس؟ نه بابا!
بعد نامحسوس به من اشاره کرد و ادامه داد:
-فقط یه بنده خدایی اگر فیلم ترسناک ببین
لطفا صبر کنید...

الناز
0وااا چرا مسخره اش میکنین خان بااااایدم از فیلم ترسناک بترسه😂😂😂😂😂 میخواد غذا بذاره دهن مهوا پاشو جمع کن خودتو سوسول😣😣😣😣😣