پارت پنجاه و نهم :

دکمه‌ی بالایی کت مشکی‌اش را بست و به تصویر خودش توی آینه نگاه کرد. عالیه خانم به بهانه‌ی معرفی برادرزاده‌اش به دوستان و آشنایان، یک مهمانی بزرگ گرفته بود. در طول تمام دو هفته‌ای که گذشت، محمت تمام کارخانه‌ی بزرگ را به او نشان داده بود و از همه چیز برایش صحبت می‌کرد و بانو مثل همیشه مترجمش بود و در حین صحبت‌هایشان سهند هر چه که از زبان ترکی را یاد گرفته بود دست و پا شکسته به زبان می‌آ

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۸ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۶۲۳ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • Setareh

    0

    نوبتیم باشه نوبت میعادهههههه ایول سهند جون حالش رو بگیررررر😍♥️♥️💜💜 بالاخره سهند هم یه حرکتی زد من چقد خوشحالم🤣🤣🤣

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    این دیگه پایان کاراکتر میعاد احمقه😑

    ۲ سال پیش
  • فاطمه

    0

    وای که چقدر خوشحالم حالا نوبت که باش نوبت میعاددد شد 😈 دلم خنک میشه وقتی سهند حسابت میرس 😜😜😜

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    آره دیگه... میعاد از رمان خارج شد😉

    ۲ سال پیش
  • فاطمه ❤️

    0

    دلم خنک شد 😁

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    🤭

    ۲ سال پیش
  • نسترن

    0

    آخیش جیگرم حال اومد

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    💚💚💚

    ۲ سال پیش
  • moon

    1

    بنازم پسر ، ترکیه بهت ساااااااختهههههه🥹😍😂😂😂

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    ان شاالله نصیب ما هم بشه😎

    ۲ سال پیش
  • moon

    0

    ایشاااااالللهههه😂🫠

    ۲ سال پیش
  • Zahra

    0

    سهند توی خوابش هم همچین روزایی رو نمیدید و خوبه خوشم اومد بزار حال میعاد و بگیره 😎

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    واقعا هم نمی‌دید🤭

    ۲ سال پیش
  • پرنیا

    0

    خوبه سهند دیگه بخاطر دلش سکوت نکرد بده اونا از وسط پارش کنن 😒😒

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    سهند داره عوض میشه🔥

    ۲ سال پیش
  • ساناز

    0

    ❤️💜💚🩶🤍🩵💙💛🤎🧡

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    💚💚💚

    ۲ سال پیش
  • مهلا

    0

    💜💜💜

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    💚💚💚

    ۲ سال پیش
  • سهیل

    0

    آخیش خوبش کرد..کاشکی سهند بتونه این میعاد بزغاله رو آدم کنه

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    چطوری سهند بزغاله رو تبدیل به آدم کنه؟🤣

    ۲ سال پیش
  • افسانه.م

    0

    هرکار اشتباهی تاوانی داره میعاد هم باید تاوان گناهش بده

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    همین‌طوره🤝🏻

    ۲ سال پیش
  • نهال

    1

    ازمیعاد بدم میاد

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    من نیز هم؛

    ۲ سال پیش
  • م

    1

    خدارو شکر بالاخره سهند دیگه از فاز مظلومیت دراومد یه درسی هم به این میعاد کله پوک داد کاش برش گردونن پلیس ایران تاتقاص جنایتشو پس بده باز سهند دلش بحالش نسوزه

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    امیدوارم که پس بده

    ۲ سال پیش
  • م.ر

    0

    آخیش سهند یه حرفی زد 🥹حسابی میعاد مزخرف

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    نیو سهند ایز لودینگ😏

    ۲ سال پیش
کپی شد!