جهنم احساس به قلم ملیکا کاظمی
پارت نوزده :
ملیسا میخواهد بلند شود؛ ولی نه رمق در پاهایش است و نه این دختر بیخیالش میشود. همانند یک کودک شیرخوار به ملیسا چسبیده و از ترس به خود میلرزد. ضعف شدیدی تن ملیسا را در بر میگیرد. در آن وضعیت، تنها کسی که میتواند به داد پرستو برسد، آرمان است.
حاج بابا و افرادش به ملیسا کمک کرده و این آرمان است که به سمت آتش میدود.
پرستو سوزش دست و پاهایش را از شدت حرارتی که اطرافش را پر کرده
مطالعهی این پارت کمتر از ۳ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۵۸۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
لطفا صبر کنید...

فاطمه زهرا
0خیلی قشنگه🥹