جهنم احساس به قلم ملیکا کاظمی
پارت یازده :
این کارش باعث میشود، پرستو از خواب بیدار شده و به ملیسا نگاه کند. ابتدا با گیجی به او مینگرد و سپس با عجله دکتر را صدا میکند. ملیسا آنقدر خسته است که نتواند متوجه اتفاقات شود. برای رفع خستگی تنها چشم میبندد. نمیداند تاثیر چیست! اما هر چه که هست آرامشی عجیب را به وجودش تزریق میکند. ملیسا چشمانش را میبندد و بازهم برای مدت طولانی صدایی نمیشنود تا اینکه با به گوش رسیدن صدای حاج با
لطفا صبر کنید...

فاطمه زهرا
0اهه ابتینهههه