پارت نهم :

آبتین ابرو بالا می‌اندازد. با دیدن وضعیت ملیسا، اخمی بر چهره می‌نشاند. با اینکه خسته است؛ اما می‌توانست آن مرد را تا سر حد مرگ کتک بزند. ولی سعی می‌کند آتش برافروخته در وجودش را خاموش کند. برای آن روز کافی‌ست. او باید سالم پیش خواهرش بازگردد! آبتین آهی عمیق می‌کشد و به آرمان ا

رمان مورد نظر به علت ویرایش تا اطلاع ثانوی امکان عضویت ندارد. با تشکر از صبر و شکیبایی شما مخاطبین عزیز

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۶۹۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • مازیار

    0

    خانم میشه کمک کنید به من من تازه واردم این رمات از پارت ۲۰ به بعدش نمیاد و نیاز به سکه دارم برا دریافت کل این رمان باید چه پروسه ای رو طی کنم به مشکل خوردم و بلد نیستم میشه کمکم کنید ممنون میشم

    ۹ ماه پیش
  • ملیکا کاظمی | نویسنده رمان

    درود عزیزم. روی درخواست عضویت بزنید تمام توضیحات لازم براتون ارسال میشه. و اینکه تعداد قسمت‌های عیارسنج بیشتر از نه تاست

    ۶ ماه پیش
  • فاطمه زهرا

    0

    اخی بمیرمم

    ۲ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️