معصومیت از دست رفته به قلم فرگل حسینی
پارت بیست و پنجم :
”شاید نفهمیم ولی بعضی از جدایی ها وشکست ها به نفعمونه"این یه قانون نیست،یه نظر کاملا شخصیه.
***
ماهیر جعبه را چنان در آغوش گرفته بود که انگار آن کارتون لیلای اوست!روی موزائیک های کف حیاط قدم برمی داشت.درهم شکسته،فروپاشیده وبدون هیچ نظم و قانونی.پاهایش انگار اعضای جدایی شده بودند برای خودشان،دیگر از مغزش دستور نمی گرفتند وهمین طور بی هدف او را به سمت بیخودی می کشاندند.
به
مطالعهی این پارت کمتر از ۹ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۶۳۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
Najva
0آخه چرا لیلا انقدر ساده و احمقه😫😑
۲ سال پیشHadis
0یه مادر چطور میتونه خواسته های قلبی بچش رو فدای مادیات و اهداف خودش بکنه چقدر این ملک عوضیه
۲ سال پیشZarnaz
0فرگل جونم میشه ملکو بکشی🙏🙏
۲ سال پیشZarnaz
0ملک نسا ازت متنفرم من جای لیلا بودم از دستت فرار میکردم🤬🤬عالیییی بود مرسی فرگل جونم ❤️💋
۲ سال پیشساناز
0🧡🤎💛💚🩶🤍❤️💜💙🩵
۲ سال پیشفهیمه
0با تشکر از نویسند محترم
۲ سال پیشAa
0🙏🌸
۲ سال پیشاکرم بانو
0سلام شماتولعل هم هستین کامنت میذارین؟
۲ سال پیشاکرم بانو
1مگه همه چی پوله،ملک نسارو درک نمیکنم،این چکاریه خب؟
۲ سال پیشهستی
6وای توراخدا نمیشه هرروز پاراتش بزارین آدم نمیتونه منتظربمونه
۲ سال پیش
لطفا صبر کنید...

م
0عالی