پارت بیست و ششم :

****
ماهیر مثل برق زده ها از جا پرید و دو زانو روی تختش نشست.لیلا را دید که به درب تکیه زده ولبخندی بر لب داشت...
_لیلا..
بهت زده بود و باورش نمی شد.برای صحت وسوق تصویر روبه رویش ؛چشم هایش را بست وبعد باز کرد.
_لیلا واقعا خودتی،اومدی پیش من؟
دید که لیلا چند قدم جلو گذاشت.
_باورم نمیشه..من..
لیلا روی تخت نشست.بازوی ماهیر را گرفت.
_من اینجام پیش تو،چرا باورت نمیشه؟

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۸ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۶۲۸ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • Ays

    0

    درسته ولی یه سری چیزا رو باید خودش حلاجی بکنه ، کارای ملک نسا اونقدریم حرفه ای نیست که لیلا نتونه متوجهش بشه اگه یکم چشماشو باز بکنه میتونه بفهمه چه خبره

    ۴ ماه پیش
  • Ays

    1

    لیلا واقعا احمقه ، وقتی مامانت گوشیتو ازت گرفته و انقدر مار خوش خط و خالیه انتظار داره بفهمه که ماهیر هنوز ازش دست نکشیده؟🙄 آخه واقعا با یه غش کردن مادرش چجوری از عشقش دست میکشه:/

    ۴ ماه پیش
  • فرگل حسینی | نویسنده رمان

    دیگه والدین سمی واقعا بچه‌هاشون رو هم تحت تاثیر قرار میدن از لیلایی که بیست وچند سال فقط بله چشم گو بوده و زیر سلطه‌ی ملک نسا بوده نمیشه انتظار داشت یهو شخصیتش تغییر کنه.در واقع یه اتفاق رو باید از سربگذرونه تا به خودش ییاد

    ۴ ماه پیش
  • مادمازل

    2

    بچه ها جدی از این دختر ها اطرافتون هست معرفی کنید بریم نجاتشون بدیم 😐 دختر اینقدر گوش به فرمان؟مادره غش کرد اینم گفت چشم ؟یکم مقاومت این چه عشقی بود داشتی تو 🤦🏻 ♀️الان یک ماهه خوابه که ندید رفت و آمدها رو تلفن زدن هارو؟ باباش یک کلمه با دختره حرف نزد یا این چیزی نگفت 😐 🤦🏻 ♀️ 😤

    ۴ ماه پیش
  • عسل

    0

    لیلا خیلی دست و پا چلفتی هستش وقتی میدونه مادرش زندگیشو داره خراب میکنه باز هم حرکتی از خودش نشان نمیده این دیگه چه مدلیه

    ۶ ماه پیش
  • فرگل حسینی | نویسنده رمان

    لیلا اوایل خیلی شخصیت ضعیفی داره ولی بره جلوتر بهتر میشه

    ۶ ماه پیش
  • Zeynab

    0

    عالی بود دستت درد نکنه

    ۱ سال پیش
  • هانی

    0

    واقعا دلم میخواد ملکو به فحش ببندم😑 یعنی چی این کارا؟ فرگل جون چرا نمیمیره این ملک؟🤨🤨🤨 مرسی گلی💙

    ۲ سال پیش
  • ماهرخ

    1

    قیمت عالیه عزیزم

    ۲ سال پیش
  • اِلا

    1

    عالی بود خوشمان امد خسته نباشی🤗

    ۲ سال پیش
  • Hadis

    1

    کاش حداقل لیلا یه جوری خودشو به ماهیر برسونه و بهش بگه که همه چیز کار این ملک عوضیه نه خواست خودش

    ۲ سال پیش
  • Hadis

    1

    ماهیرِ و لیلای بیچاره که هیچکدوم از حال هم خبر ندارن و فک میکنن چرا طرف مقابل هیچ حرکتی نمیزنه

    ۲ سال پیش
  • Zarnaz

    1

    بدبخت اون کلی جنگیده این مامان فولاد زره ات نمیزاره ببینی🤦 ♀️عالی بود مرسی فرگل جونم ❤️💋

    ۲ سال پیش
  • ساناز

    0

    الان من نفهمیدم پسره کا داخل ماشین بود چه شد چرا حتی سلام نکرد💙🧡💛🩶💚🤍❤️💜🩵🤎

    ۲ سال پیش
  • نشمین

    1

    من بیشتر از ملک و نسا از بی عرضگی لیلا حرص میخورم خدا خفت نکنه لیلا ی حرکتی بکن اههههه.خسته نباشی فرگل جان رمانت عالیه

    ۲ سال پیش
  • اکرم بانو

    0

    این لیلاهم چقدشل و وله،خب گوشی رویواشکی بردارزنگ بزن،ازخونه بروبیرون ببینش،بلدنیستی دختر

    ۲ سال پیش
  • هستی

    1

    من خیلی این رومان دوست دارم ازت ممنونم فرگل جون

    ۲ سال پیش
کپی شد!