معصومیت از دست رفته به قلم فرگل حسینی
پارت بیست و چهارم :
****
چهارشنبه ساعت یازده ونیم صبح.
{چیزی که بخواد بشه،میشه.این یه قانون نانوشته ست}
ملک نسا قرص خواب را توی لیوان شیر ریخت.
قاشق را درون لیوان شیشهای چرخاند واین کارا تقریبا چند دقیقهای بی وقفه انجام داد.بشقاب از کیک کاکائویی که پخته بود را درون زیر دستی گذاشت.قاشق را درون سینک انداخت ولیوان شیر را هم کنار بشقاب کیک درون زیر دستی با وسواسی بیمارگونه قرار داد.با یک دستمال
مطالعهی این پارت کمتر از ۱۴ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۶۳۵ روز پیش تقدیم شما شده است.
مادمازل
1خدا لعنتت کنه زن چطور تونستی 😭 😭 چه قدر این مصطفی بی خاصیت و احمقه یه ذره از خودت اختیار نداری؟ فرگل جان دقیقا داری باهامون چیکار میکنی؟ 😭 💔 این دیگه چیه نوشتی. از این حرص ام میگیره همه چی و انداختن گردن لیلا. دختره ی گاگول احمق.. ملک خرافاتی مگه همه چیز به پوله دخترت و میخوای بفروشی
۴ ماه پیش
فرگل حسینی | نویسنده رمان
آروم باش تو می تونی😂حرص نخور فقط هشتاد پارت دیگه مونده
۴ ماه پیشمادمازل
1نمیتونم 😭 💔 احتمالا بعد پارت 80 من از تو بیمارستان باید کامنت بزارم 😤 به خاطر کارهای ملک و خنگ بودن لیلا سکته کردم 🤦🏻 ♀️ چطور طاقت بیارم آخه... باز خداروشکر رمان طولانی نیست.
۴ ماه پیشعسل
0واقعا به این میگن مادر از صدتا دشمن بدتره
۶ ماه پیشم
0عالی
۲ سال پیشنانا
0آخی ماهیر گناه داره😔
۲ سال پیش،z
0دلم برا ماهیر کباب شد،
۲ سال پیشساناز
0🧡🤎💛💚🩶🤍❤️💜💙🩵
۲ سال پیشAa
1وسواس مادرش بدتر باعث بدبختی دخترش میشه.ممنون🌹
۲ سال پیشZarnaz
0آخی ماهیر به عشقت قرص خواب آور دادن که جوابت نمیده🥺🥺
۲ سال پیشZarnaz
0عالی بود مرسی فرگل جونم ❤️❤️مامان لیلا رو با برداشت از روی زمین فرگل بکشش راحتمون کن لطفا 🙏❤️
۲ سال پیشاکرم بانو
0ای بابا،این چکاریه باجوونامیکنین
۲ سال پیشهستی
2خدا اینجورمادری نصیب نکنه
۲ سال پیشاسرا
0ایکاش فقط نورمانهاچنین مادرها باشن واقعی نباشن🙏
۲ سال پیش
لطفا صبر کنید...

Ays
0دلم واسه ماهیر خیلی سوخت😭 ولی لیلا چرا باید انقدر بی دست و پا باشه که هرچی مامانش میگه گوش کنه بعد هرچیم میشه تازه از مامانش تعریف میکنه که چقدر زن منطقیه🙄