پارت چهل و ششم :

شیشه پاکن و دستمال را کنار گذاشت. حالا باید ظرف‌های نیمه خیس توی آبچکان را کاملا خشک می‌کرد و توی کابینت می‌گذاشت. ریز و درشت کارهای خانه را می‌کرد و حتی بعضی چیزها را دوباره و بیهوده انجام می‌داد تا صرفا با میکائیل وقت نگذراند! واقعا مرد بدی در نظرش نمی‌رسید؛ اما همین که او توی شرکت پدرش کار می‌کرد و با سورن دوستی داشت؛ برای ستایش کافی بود تا نخواهد با میکائیل گرم بگیرد.
دستمالی

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۹ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۶۳۶ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • پرنیا

    1

    مرسی که نگفتی من از اونا بهترم فک کنم خود میکائیل به این نتیجه رسید که کنار ستایش بودن با این بار شرارت نمیتونه امکان داشته باشه و نرفت 💔😔

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    میکائیل اینجوریه که یه لحظه مخاطبو به خودش مشکوک میکنه یه لحظه احساساتی😅

    ۲ سال پیش
  • مهلا

    0

    💜💜💜

    ۲ سال پیش
  • فاطمه

    0

    ستایش حالا باید این زندگی جدید کنار بیاد حتی با کار های همسرش یه سوال اخ این سورن چه دشمنی با سهند دار مگه سهند چیکار کرد با سورن چه چیزی که سورن حتی به میکائیل نمیگه بیچار سهند

    ۲ سال پیش
  • ساناز

    1

    🩵💙💜❤️🤍🩶💚🤎🧡💛

    ۲ سال پیش
  • نسترن

    0

    منم دوس دارم دیگه با سورن کار نکنه دور سورن یه خط قرررمز بکشه.

    ۲ سال پیش
  • م

    2

    سهندو میخواد از ارث خسرو محروم کنه ولی سهند وارث عمه میشه

    ۲ سال پیش
  • م.ر

    0

    آخه ستایش چی فکر کرده میکاییل با هاش جور بشه سریع آدم مرموز

    ۲ سال پیش
  • نیلدا

    4

    حق با ستایش میکائیل با همایونفرهایی مثل منوچهر و سورن خیلی فرق داره ،اما بازم یه خلافکاره ولی حس می کنم خلافکاره چون مجبوره ...

    ۲ سال پیش
کپی شد!