مثل تو مثل هیچکس به قلم مهسا خدایی
پارت چهل و یک :
بعد به سمت من چرخید و گفت:
-ها لیدا؟
خندیدم و گفتم:
-چرا چرت و پرت میگی؟
نریمانی متعجب به ما زل زد و کمی لباش به خنده کش اومد.
به نریمانی نگاه کردم و گفتم:
-میخوام همکاریمون رو ادامه بدم. با حقوق ماهی ده میلیون موافقین؟
نریمانی لبخندی زد و گفت:
-بله خانم. چی از این بهتر؟
خواستم حرفی بزنم که چند تقه به در خورد. با صدای رسایی گفتم:
-بفرمائید داخل.
حس
لطفا صبر کنید...
