پارت سی و ششم :

لیوان رو گرفت و سرش رو به معنای نه بالا انداخت. یک نفس آب رو سر کشید. بعداز نفس عمق دیگه‌ای گفت:
-چیزی نشده بابا. جمع کنید بریم.
مامان با لبخند گفت:
-یعنی مشکلی نیست؟
حامد با لبخند گفت:
-جواب آزمایشا سالمه. یکم اسپاسم عضلانی داره که با چند جلسه فیزیوتراپی حل می‌شه.
مامان با خوشحالی گفت:
-پس چرا معطلی؟ زودتر یه ماشین بگیر بریم خونه.
دست مامان رو گرفتم و گفتم:

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۶۶۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️