مثل تو مثل هیچکس به قلم مهسا خدایی
پارت سی و ششم :
لیوان رو گرفت و سرش رو به معنای نه بالا انداخت. یک نفس آب رو سر کشید. بعداز نفس عمق دیگهای گفت:
-چیزی نشده بابا. جمع کنید بریم.
مامان با لبخند گفت:
-یعنی مشکلی نیست؟
حامد با لبخند گفت:
-جواب آزمایشا سالمه. یکم اسپاسم عضلانی داره که با چند جلسه فیزیوتراپی حل میشه.
مامان با خوشحالی گفت:
-پس چرا معطلی؟ زودتر یه ماشین بگیر بریم خونه.
دست مامان رو گرفتم و گفتم:
لطفا صبر کنید...
